تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٩ - منتخباتى از كتاب ( چه بايد كرد ؟ ) تولستوى
سينيور سرفهاى خود را به تأديه و پرداخت قماش ، گندم ، چار پا و يا پولى معادل ارزش آنها مجبور مى كند . دهقانى براى او چار پاى اهلى تهيه مى كند ، ولى به جاى پارچه باو پول تحويل مى دهد ، مالك پول را قبول مى كند چون مطمئن است كه به وسيلهء آن مى تواند هر قدر پارچه لازم داشته باشد تهيه كند . اغلب نيز براى اين كه كاملًا مطمئن باشد كه به اندازه كافى پول تهيه پارچه را گرفته است ، بيش از آن چه لازم است از دهقان پول مى گيرد و اين پول به طور قطع نمايندهء حقى است كه از محصول كار موژيك مى برد و آن وقت دو باره مقدارى از اين پول را به همان دهقانان مى دهد تا در مقابل آن براى وى پارچه تهيه كنند . اين اشخاص تحت اجبار به دين كارها تن در مى دهند ، چون نمى توانند براى ارباب مقدار معين گوسفند پرورش دهند و براى پرداخت غرامت كمبود گوسفندها به همين ارباب مجبوراند پول داشته باشند .
دهقانى كه گوسفند خود را مى فروشد ، براى اين است كه بتواند كمبودى را كه در نتيجهء بدى برداشت محصول چاودار عايد ارباب شده جبران كند . در تمام اجتماعات و كشورهاى ديگر نيز وضع به همين منوال است .
انسان در اغلب مواقع محصول كار گذشته ، حال و آيندهء خود را مى فروشد نه از اين جهت كه پول براى او وسيلهء آسانى مبادله را فراهم مى سازد ، بلكه از اين رو كه در همه جا مانند دينى كه بر گردن داشته باشد از او پول مى خواهند .
وقتى فراعنهء مصر از غلامان خود كار مى خواستند ، اين گروه فقط مى توانستند حاصل فعاليت گذشته يا حال خود را به ايشان عرضه دارند ، ولى با ظهور و توسعهء پول و اعتبارات پولى مى توان كار آينده را نيز فروخت و در نتيجهء وجود بىدادگرى در روابط اجتماعى ، پول ديگر نمى تواند جز وسيله تحقق يك بردگى جديد غير مستقيم كه جانشين بردگى مستقيم دوران قديم شده است ، چيز ديگرى باشد .
برده دار سابق حق داشت از كار ( پير ) و ( ژان ) و ( ايزيدور ) استفاده برد ، ولى ثروتمند امروز حق دارد از حاصل كار تمام اشخاص ناشناس كه به پول احتياج دارند