تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢٩ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
در سر حد بين گذشته و آينده ، يعنى خارج از زمان كه امكان پذير نيست مجسم سازيم . » [١] » هر قدر هم از شرايط فضايى كه انسان در آن است بيشتر آگاه شويم باز هرگز به درجهء كمال اين آگاهى نخواهيم رسيد ، زيرا - شمارهء اين شرايط ، همچنان كه فضا بىنهايت وسيع است ، بىنهايت زياد است و به اين جهت تا زمانى كه تمام شرايطى كه در انسان تأثير مى كند معين نشده باشد جبر كامل وجود ندارد ، بلكه تا درجهء معينى اختيار وجود دارد .
فقط با جدا كردن دو سرچشمهء شناسايى كه رابطهء آنها با يكديگر مانند قالب با محتوى است ، مفاهيم غير قابل درك اختيار و جبر كه متقابلا ناقض يكديگراند به طور جداگانه به دست مى آيد . تنها با تركيب آنها مى توان روشنى در بارهء زندگانى انسان به دست آورد .
بيرون از اين دو مفهوم كه در تركيب خود - به عنوان قالب و محتوى - متقابلًا يكديگر را تعيين مى كنند هيچ تصور زندگى امكان پذير نيست .
آن چه ما از زندگانى مردم مى شناسيم تنها روابط ميان جبر و اختيار يعنى آگاهى از قوانين عقل است .
نيروهاى زندگى طبيعت خارج از وجود ما قرار دارد و براى ما قابل شناخت نيست و ما اين نيروها را جاذبه ، قوهء جبر ، الكتريسيته ، نيروى زنده و غيره مى ناميم اما نيروى حيات انسان براى ما قابل شناسايى است و ما آن را اختيار مى ناميم . اختيار براى عقل فقط احساس آنى و نامعين زندگانى است . » [٢] » تاريخ تجليات اختيار انسان را نسبت به جهان خارجى در زمان و در شرايط
[١] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٦٦ و ٣٦٧ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٧١ و ٣٧٢ . .