تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٠ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
تابعيت از علل مطالعه مى نمايد ، يعنى اين اختيار را به وسيله قوانين عقل تعيين مى كند . به اين جهت تاريخ فقط تا آن اندازه علم محسوب مى شود كه اين اختيار به وسيلهء اين قوانين قابل تعريف است . » [١] » اگر يك عمل اختيارى براى انسان وجود داشته باشد ، در اين صورت حتى يك قانون تاريخى وجود ندارد و ديگر هيچ تصورى در باره حوادث تاريخى موجود نخواهد بود .
براى تاريخ اراده هاى بشرى خطوط حركتى است كه يك سر آن در زير ابر مجهولات پنهان است و در انتهاى ديگر آن آگاهى انسان از اختيار بشر در حال حاضر كه به مكان و زمان و علل بستگى دارد در حركت است . هر چه اين مسير حركت در مقابل چشم بيشتر گسترش يابد ، قوانين اين حركت آشكارتر خواهد بود ، وظيفه تاريخ كشف و تعريف اين قوانين است . » [٢] » امروز هم بسيارى تصور مى كنند كه چنانچه ما به قانون جبر معترف شويم مفهوم روح و خير و شر و تمام مكاتب سياسى و مذهبى كه بر اين مفاهيم بنا شده است ويران خواهد شد . » [٣] » امروز نيز در مسئله تاريخ ، مانند مسئلهء نجوم آن زمان ، تمام اختلاف نظرها بر پايهء قبول يا عدم قبول مقياس مطلقى متكى است كه ملاك تشخص و معيار سنجش پديده هاى مرئى و محسوس است . اين مقياس در نجوم سكون زمين بود و در تاريخ استقلال شخصيت يعنى آزادى است . » [٤]
[١] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٧٣ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٧٣ . .
[٣] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٧٦ . .
[٤] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٧٦ . .