تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٠٢ - ٢ - آيا انسان از نظر احساس و انديشه رو به تكامل است ؟
گروهى از متخصصين انسان را در اين مسئله از ساير حيوانات به طور احتمال جدا كردهاند و مى گويند : تحول تكاملى در ساير حيوانات به ثبوت نزديكتر از انسان است . به هر حال از نظر علمى اين مسئله چنان كه پىير روسو مى گويد ابهام انگيز بوده و نمى توان در بارهء آن به طور قاطعانه اظهار نظر كرد .
٢ - آيا انسان از نظر احساس و انديشه رو به تكامل است ؟
در اين مسئله با سه گروه مبهم روبه رو هستيم :
گروه اول مى گويند : بلى ، با نظر به سر گذشت طولانى انسانى و آثارى را كه به وجود آورده ، به طور قطع انسان از نظر احساس و انديشه رو به تكامل بوده است . استدلالى كه به اين مدعا در نظر گرفتهاند مسئلهء پيش رفت علمى و صنعتى در جوانب مختلف است كه براى همه روشن است .
گروه دوم - با نظر به استدلال مزبور و تحقيقى كه گروه سوم انجام دادهاند در بارهء مسئلهء مزبور راى قاطعانه نمى دهند و مى گويند : ما با نظر همه جانبه در انسان نمى توانيم از هيچ يك از نظريه ها طرفدارى كنيم .
گروه سوم - مسئله را دقيقتر مطرح كرده و مى گويند : ما تكاملى در انسانها سراغ نداريم . و استدلال اينان به دو مطلب است :
مطلب اول - اين است كه ما از آن دورانها كه تاريخ موجود انسانى رسماً براى ما قابل مطالعه و بررسى است ، اساس همين احساس و انديشهء امروزى را در آنها مى بينيم يا حد اقل از موقعى كه زندگانى دسته جمعى انسانها را مى بينيم افراد آنها داراى احساسات عاطفى و دريافت عظمت و توجه به ما وراى طبيعت و درك زيبايىها و اصول اخلاقى و دستورات مذهبى بودهاند ، اين احساس با اين كه مى تواند دليل بر انديشه هاى منطقى عالى آنان بوده باشد - ممكن است از راه مستقيم به وجود انديشه و تعقل در انسانهاى باستانى دسترسى پيدا كنيم . آنان نيز از نظم جهان يا از دريافت درونى كه هر دو احتياج به انديشه دارد ، تفكرات و گرايشهايى به ما فوق طبيعت محسوس از خود نشان دادهاند .