تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٦ - تفسير ابيات
بر كنار كند . اين عقل را وسيلهء تقرب ببارگاه الهى انتخاب كن . اين وسيلهاى است كه تمام خارها را به گلشن سر سبز مبدل مى كند . اين وسيلهاى است كه نابينايان را بينايى مى بخشد .
سايهء عقل و عاقل در روى زمين مانند سايهء كوه قاف است كه به همهء آفاق گسترده شده است . روح عقل و عاقل است كه مانند آن پرندهء افسانهاى « كه سيمرغش مى نامند » داراى پرواز بسيار عالى است . اين وسيلهاى است كه دست انسانها را گرفته جويندگان راه حقيقت و حق را تا پيشگاه ربوبى مى برد . من نمى توانم در بارهء نعت آن آخرين جمله را بگويم - زيرا براى نعتهاى اين وسيلهء عظمى پايانى وجود ندارد .
اين است آفتاب ، ولى نه آفتاب طبيعى كه در فضا درخشان است و انسان و فرشته به وسيلهء آن زنده هستند ، بلكه اين آفتاب روح انسانى است كه اگر درست دقت شود ديده مى شود كه خود را در رو پوش قالب و كالبد انسانى مخفى كرده است .
تو در ميان اين همه عبادتها كه به خدا انجام مى دهى پيروى رهبران الهى را انتخاب كن . هر كسى در اين دنيا براى خود اطاعت و عبادتى انتخاب كرده است تو همواره با عقل و عاقل همراه باش - زيرا اين همراهى ديو درونى تو را كه خونىترين دشمن تو است از پا خواهد در آورد . با اين اطاعت است كه بر همهء انسانها سبقت خواهى گرفت . تو اگر موسى عليه السلام هم باشى ، باز بدان كه خداوند به جهت مشيت نهانى خود رازهايى را براى اشخاصى تعليم مى كند كه مانند خضر براى موسى عليه السلام رهبرى مى كند . در راه وصول بحقايق با رهبران ستيزه مكن - زيرا ممكن است راهبر همان خطاب را به تو متوجه بسازد كه خضر به موسى عليه السلام متوجه ساخته ، گفت : « ديگر اينجا از يكديگر جدا مى شويم » .
تو براى شروع در راه اعتراضى به رهبر مكن ، اگر او كشتى را مانند خضر