تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٦٦ - تفسير ابيات
و روشن مى پندارد و تصرف خود را در آنها تصرف شايسته خيال مى كند ، در صورتى كه يك عالم فيزيك دان مى داند كه اين موجودات مادى و آن پديده از هزاران حقايق تشكيل يافته و با ميلياردها حقايق و پديده ها وابستگى دارد .
لذا مردم عامى نمى تواند در حقيقت بگويد : كه جهان را مى شناسد و جهان را به مراد خويش مى گرداند .
خلاصه ، علم و تسلط حقيقى بجهان هستى ، به دست آوردن شباهتى را با به وجود آورندهء هستى نيازمند است .
تفاوت ديگرى كه ميان آن دو نوع شناسايى و تسلط وجود دارد اين است كه در شناسايى الهى اشياء كه با عشق به مقام ربوبى توام است تمام حواس انسانى در اختيار شخصيت رشد يافتهء انسان قرار مى گيرد ، در صورتى كه در علم و تسلط معمولى هر اندازه هم كه توانايى آگاهى و تسلط بيشتر باشد ، باز يك ناخود آگاهى كلى در زمينهء آن شناسايىها و تسلطها وجود دارد كه تمام شناسايىها و سلطه هاى جزيى را تحت الشعاع قرار مى دهد ، زيرا - به قول كانت عقل آن اندازه كه با تجربه و آزمايش سؤالات را بر مى انگيزد انسان را قانع نمى سازد .
تفسير ابيات در مقابل سؤال پيغمبر اكرم از زيد كه چگونه صبح كردهاى ؟ زيد مى گويد : مشاهدهء من در بارهء باطن مردم چنان است كه گويى همين امروز روز رستاخيز است و همهء حقايق و باطنها فاش گشته است .
يا رسول الله باز بگويم يا خاموش شوم ؟ پيامبر عزيز اشاره مى كند كه خاموش باش .
باز زيد مى گويد : اگر من اسرار روز رستاخيز را آشكار كنم مانند اين است كه امروز روز رستاخيز را بپا كنم .
يا رسول الله اجازت فرماى تا پرده ها را از روى اسرار بردارم تا انقلابى كه در درون من ايجاد گشته و مرا گوهر الهى ساخته است آشكار بسازم .