تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٠ - دريافت حقايق در انسانها به وسايل گوناگونى است
آن دگر بشناسدش چون بو كند و آن دگر چون بر لب و دندان برد
دريافت حقايق در انسانها به وسايل گوناگونى است اختلاف در وسايل درك و نمودهاى وجودى كه انسانها دارا هستند ، باعث شده است كه همهء افراد تمام حقايق را از يك وسيلهء معين نتوانند دريافت كنند .
اين يك اصل بسيار عالى است كه براى ما كاملًا قابل مشاهده مى باشد .
در صورت مثالهاى سادهاى اين اصل را مى توان توضيح داد ، مثلًا بعضى اشخاص ديده گان دور بين ندارند ولى در عوض مى توانند قرارگاه آن موجود ديدنى را با رهنمايىهاى هوش و تعقل درك كنند ، كسان ديگر مى توانند همان موجود را از دور با چشم خويش ببينند ، كسانى هستند كه با معلومات قبلى رويدادى را تشخيص مى دهند ، فرض كنيم سيلى به جريان افتاده است و شخص مفروض مى داند كه اگر در اين رودخانه سيلى سرازير گردد ، از آن جهت كه بايستى از فلان نقطه عبور كند و آن نقطه داراى موادى است كه بوى مشخصى دارد وقتى اين شخص بوى آن مواد را درك مى كند مى گويد : سيلى در جريان است ، بعضى ديگر از راه گوش تيز آن را تشخيص مى دهند و همچنين ساير وسايل درك . . . . اما مخفى نماند كه اين وسايل هر يك فعاليت مخصوص به خود دارند ، مثلًا دماغ انسانى بوها را درك مى كند اما از راه بينى ، گوش هم چيزى را درك مى كند ولى از ناحيهء شنيدن صدايش .
اين معرفتها اگر چه در واقع در اثبات يك جامع مثلًا موجوديت موجود مشترك مى باشند ، ولى هر يك از آن وسايل درك خاصيت شخصى خود را خبر مى دهند همچنين است از نظر تعقل ، افراد انسانى در تشخيص علل و رويدادها بسيار با يكديگر مختلف مى باشند .