تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٠٩ - تفسير ابيات
قرنى را در پشت سر گذاشته باشند ، بالغ در نظر آنان كسى است كه توانسته است به هوى و هوس خود پيروز شده و به واقعيت اصلى روح برسد و با جريان طبيعى خود روح رهسپار كمال شود .
به همين جهت است كه خداى بزرگ مى فرمايد : « زندگانى پست اين دنيا لهو و بازيچهاى بيش نيست « تو مادامى كه از بازيچه هاى كودكانه در اين سراى سپنجى بيرون نرفتهاى ، مادامى كه زكات روح را ندادهاى ، چگونه مى توانى توقع بلوغ و تزكيهء روحى را داشته باشى ؟ شهواتى كه در اين دنيا به عنوان يك نمود طبيعى اشباع مى شود ، مانند جماع كودكان است كه هيچ لذت اشباع شهوت به آنها دست نمى دهد .
كودكى كه با زنى هم خوابه شود ، چه لذتى خواهد برد ؟ آيا لذت آن كودك مانند لذت يك مرد نيرومند است كه قدرت اشباع شهوت را در حد كمال دارا مى باشد ؟ اگر مى خواهيد كودكانه بودن شهوات انسانى را در اين دنيا تصور كنيد . پديده هاى خشم و كينه و جنگاورى را مورد توجه قرار بدهيد ، مگر نمى بينيد كه از اين جنگاوران تاريخ هيچ يك نمى تواند به فعاليتهاى جنگى خويش كه باعث تلفات بىشمار در جوامع بشرى شده است ، علت واقعى را بيان كند ، چنان كه كودكان هم پيكار و ستيزه هاى خود را با يكديگر نمى توانند به طور منطقى توجيه كنند .
آنان براى يكديگر شمشيرهايى مى كشند ، اما از چوب . آنان قصد يكديگر را دارند ، اما در موضوعات بىهوده و بىفايده .
براى آنان نى و چوبهاى سست عالىترين مركب است ، اگر بپرسيد اين كه سوار شدهاى چيست ؟ مى گويد : اين همان براق يا دلدل است كه پيغمبر به آن سوار مى گشت .
اين نادانهاى دانا نما نمى دانند كه با انبوهى از معلومات پر از مجهولات و بار سنگينى از هوى و هوس را بر دوش خود مى كشند .