تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٩٩ - هستى مجدد انسانها در روز رستاخيز مشكلتر از به وجود آمدن از نيستى اولى نمى باشد
((٣٦٧٨)) سر چه مى پيچى كنون ناديده اى در عدم ز اول نه سر پيچيده اى
هستى مجدد انسانها در روز رستاخيز مشكلتر از به وجود آمدن از نيستى اولى نمى باشد اين مضمون از آيهء شريفه استفاده شده است كه مى گويد :
« وَضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَه قالَ مَنْ يُحْيِ اَلْعِظامَ وَهِيَ رَمِيمٌ . قُلْ يُحْيِيهَا اَلَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ . » ٣٦ : ٧٨ - ٧٩ ( » اين انسان نادان « براى ما مثل مى زند و خلقت اولى خود را فراموش كرده مى گويد : كيست كه استخوانها را پس از پوسيدن دو باره زنده كند ؟ به آنان بگو : همان كس اين استخوانهاى پوسيده را زنده خواهد كرد كه براى اولين بار از نيستى به هستى آورده است او به تمام خلقت داناست ) .
خواجه نصير طوسى مى گويد :
« حكم المتماثلين واحد » .
( حكم دو مثل يكى است ) .
اين جمله هم كه از آيهء شريفه استفاده شده است براى امكان معاد و بر گشتن انسانها به هستى است .
اگر چه مقصود از معاد كه بر گشتن است عبارت از جريان مستمر انسانها در هستى به معناى عمومى است ، ولى چون آن جريان مجدد شبيه به موجوديت زندگى دنيوى انسانها است ، لذا معاد تعبير شده است و به هر حال اين جمله را كه خواجه نصير طوسى در بارهء اثبات معاد مى گويد ، عالىترين و مختصرترين تعبيرى است كه در مسئلهء معاد گفته شده است .
توضيح اين جمله اين است كه هنگامى كه ما فرض كرديم دو موجود مانند يكديگر و مماثل هستند ، هر حكمى را كه به يكى از آن دو موجود جايز دانستيم بايستى