تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٩ - اى كاش بشر مى توانست با دريافت ارزش حقيقى خود در جستجوى مزايا كوشش مى كرد
((٢٦٠٩)) پس سليمان همتى بايد كه او بگذرد زين صد هزاران رنگ و بو
اى كاش بشر مى توانست با دريافت ارزش حقيقى خود در جستجوى مزايا كوشش مى كرد تا كنون هيچ يك از مكاتب فلسفى و اجتماعى نتوانسته است افراد بشرى را طورى تربيت كند كه هر كسى گنجايش و موقعيت واقعى خويش را درك كرده در صدد به دست آوردن مزايايى به اندازهء همان ظرفيت و موقعيت بر آيد .
همه مى خواهند ثروت دنيا را تصاحب كنند .
همه مى خواهند فرمانرواى جهان و جهانيان بوده باشند .
همه مى خواهند شهرت جهان گيرى داشته باشند كه حتى پس از مرگشان هم ملتها به ياد آنها بوده در بارهء آنها شعرها بگويند و كتابها بنويسند .
اما غالباً شايستگى خويش را در نظر نمى گيرند و عوامل محيط و ساير شرايط را به محاسبه درنمى آورند .
در اين بحث جلال الدين آيه مربوط به حضرت سليمان را بسيار عالى تفسير مى كند و مى گويد : اين كه حضرت سليمان مى گويد كه : « خداوندا ملكى به من عطا فرماى كه ديگران شايستگى آن را نداشته باشند » .
مقصود اين نيست كه سليمان با مقام نبوتى كه داشته است به ساير افراد بشرى حسد ورزيده و نخواسته است آنها از يك ملك عظيم برخوردار شوند ، بلكه بدان جهت بود كه مى دانست هر فردى قدرت از عهده بر آمدن اين مزيت بسيار بزرگ را ندارد كه تمام ملك دنيا را تصاحب كند به طورى كه با به دست آوردن مقام مزبور كوچكترين تعدى بر مخلوقات خدا از او سر نزند .
در حقيقت سليمان مى گويد : خداوندا كسانى كه شايستگى چنين ملكى را