تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩٩ - مسئلهء ششم - آيا جهان هستى در تكامل رو به كمال مى رود ؟
مسئلهء هفتم - آيا انسان رو به تكامل مى رود ؟
١ - آيا انسان از جنبهء طبيعى در امتداد تكامل قرار گرفته است ؟
مسئلهء هفتم - آيا انسان رو به تكامل مى رود ؟
اين مسئله به سه سؤال تقسيم و تحليل مى شود :
١ - آيا انسان از جنبهء طبيعى در امتداد تكامل قرار گرفته است ؟ ٢ - آيا انسان از نظر احساس و انديشه رو به تكامل است ؟ ٣ - آيا انسان از نظر زندگانى اجتماعى تكامل يافته است ؟ هر يك از سؤالات سه گانه را به طور اختصار مطرح مى كنيم :
١ - آيا انسان از جنبهء طبيعى در امتداد تكامل قرار گرفته است ؟
اين مسئله در دورانهاى گذشته به طور رسمى و صريح مطرح نشده است و اگر بعضى از عبارات گسيخته و ابهام آميز گذشتگان را كنار بگذاريم ، تقريباً مى توان گفت : گذشتگان تا دورانهاى اخير در بارهء انسان قائل به تحول و تكامل طبيعى نبوده و تقريباً همهء آنان فيكسيسم بودهاند ، يا به قول بعضى از نويسندگان معاصر : گذشتگان اين مسئله را مطرح نكردهاند ، شايد اگر مطرح مى كردند با نظر به روش علمى و فلسفى بعضى از آنان مطلبى شبيه يا مطابق تحوليون ابراز مى كردند .
خلاصه با اين كه در گذشتگان حيوان شناسانى از قبيل متفكر بزرگ يونان باستان ارسطو وجود دارد [١] - در بارهء حيوان شناسى ارسطو در كتاب « تاريخ علم » تأليف جورج سارتن ترجمهء آقاى آرام از ص ٥٦٨ تا ٥٨٦ مطالب شگفت انگيزى را مى بينيم . از آن جمله : سارتن مى گويد : در پايان قرن گذشته دو مرتبه ارسطوى زيست شناس تجديد حيثيت و اعتبار كرده و زنده شد ، اين مطلب را از چند راه مى توان اثبات كرد ، ولى من به آوردن يك سند بس مى كنم و آن اين است كه چارلز داروين به دكتر ويليام اوگل نوشته و وصول ترجمهء اين شخص را از كتاب « اجزاء جانوران » ارسطو به وى اطلاع داده است ، قسمتى از اين نامه چند بار انتشار يافته و من تمام آن را كه نمايندهء مهربانى و شرافت داروين است در اينجا مى آورم » دون ٢٢ فوريه ١٨٧٢ - دكتر اوگل عزيزم ، بگذاريد از لذتى كه با مطالعه كتاب ارسطو براى من فراهم آمده از شما سپاس گزارى كنم من هرگز چيزى را كه تا اين حد مرا جذب كرده باشد نخوانده بودم گر چه هنوز هم پيش از ربعى از اين كتاب را مطالعه نكردهام . از قسمتهايى كه از ارسطو خوانده بودم تصور عالى از شايستگى او به دست آورده بودم ، و همچنين حيوان شناسانى كه در تمدن اسلام به انديشه
[١] ولى كمترين اطلاعى از اين نداشتم كه وى چه مرد معجزه آسايى است . لينئوس وكوويه براى من از طريق ديگر دو رب النوع به شمار مى رفتند ، ولى حالا مى دانم كه در برابر ارسطوى پير آنان طفل ابجد خوانى بيش نيستند . . . چه اندازه خوشحالم كه شما به بهترين وجهى اشتباهى را كه به وى نسبت داده شده توضيح دادهايد . من تا وقتى كه كتاب شما را نخوانده بودم ، نمى دانستم كه ما حتى در معلومات متداول خود چه مبلغ عظيمى مديون او هستيم . . . » تاريخ علم - سارتن ص ٥٨٦ چاپ دوم . .