تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٣٣ - تفسير ابيات
چه حالت روانى پيدا مى كرد .
آرى خيلى از اشخاص تزكيهء روحى كردهاند و شمس تبريزى با هزاران نفر ملاقات كرده ، ولى جلال الدين است كه مثنوى به اين عظمت را به وجود آورده است .
سلمان فارسى پيامبر اكرم را ديده و يك عرب معمولى هم او را ديده است ، اما تفاوت ميان آن دو تا بىنهايت است .
آرى چنان كه ما گفتيم و جلال الدين هم در بعضى از ابياتش اشاره مى كند تزكيهء روحى معلومات ما را درخشان مى كند و گويى بدون آن درخشندگى كه در نتيجهء صيقلى نمودن روح به دست مى آيد علمى وجود ندارد ، صفاى آيينهء ذهن معروف صيقلى شدن روح و دل انسانى است و هنگامى كه درون انسانى تصفيه شد و مانند آيينه از كدورتهاى حرص و آز و بخل و كينه توزى و نادانى و خود پرستى پاك شد و ذكر خداوند جليل و تامل در مقامات عالم ما وراى طبيعى استعداد انسانى را تقويت كرد ، آن گاه مى تواند به معلومات تازه و درخشان برسد » .
نورى كه از گريبان موسى ساطع گشت از دل نورانى او بود كه صورتى از صورت غيبى بر آن تافته بود .
اين صورت غيبى كه در درون آدمى مى تابد صورتى است كه فلك گنجايش آن را ندارد ، عرش و فرش و دريا و زمين نمى تواند آن را در خود جاى گير كند .
هر چه كه در ذهن شما از جهان هستى منعكس شود ، بدانيد كه محدود و موقت و مشخص خواهد بود .
اين دل تزكيه شده است كه مى تواند منشأ تابش صورتهاى ابدى بوده و با خاصيت جامعيتى كه دارد هم مى تواند حقايق را با خاصيتهاى كمى و كيفى منعكس كند و هم بدون خواص طبيعى .
بارها گفتهايم كه در اين مبحث پاى عقل جزيى را به ميان نكشيد . عقل جزيى در اين باره اگر آگاهى داشته باشد بايستى ساكت شود ، زيرا - او مى داند كه دل با خدا است و ارتباط نزديكى با خود يزدان پاك دارد .