تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨١٦ - آيا على بن ابى طالب عليه السلام مى تواند به ابن ملجم شفاعت كند ؟
( يا امير المؤمنين سوگند به خدا كه خلافت با تو زينت يافت نه تو با خلافت ) .
ابيات ذيل را كه جلال الدين با يك حالت روحانى عالى مى گويد : شايد اشاره به همين معنى باشد :
((٣٩٤٧)) ز ان به ظاهر كاو شد اندر جاه و حكم تا اميران را نمايد راه و حكم تا بيارايد به هر تن جامه اى تا نويسد او به هر كس نامه اى
((٣٩٤٨)) تا اميرى را دهد جان دگر تا دهد نخل خلافت را ثمر
حقيقتاً اگر چه دوران زمامدارى على بن ابى طالب عليه السلام بسيار اندك و پر از هياهو و غوغاى داخلى بود كه به دست تبه كاران هوى پرست و شهوتران بر پا شده بود ، ولى در همين دوران كوتاه با تمام وضوح آشكار كرد كه زمامدار هم مى تواند در راه خدا با ساير افراد جامعه اش گام بر دارد ، زمامدار هم مى تواند مانند يك فرد عادى متحمل آلام و ناگوارىهايى بوده باشد كه دامن گير افراد جامعه مى باشد . او مى تواند در موقع پيكار و نشستن در محراب و داورى ميان مردم و . . . يك فرد الهى بوده باشد كه دايما در عبادت خدا به سر مى برد .
غم مخور جانا شفيع تو منم خواجهء روحم نه مملوك تنم
آيا على بن ابى طالب عليه السلام مى تواند به ابن ملجم شفاعت كند ؟
اگر چه در بارهء اين بيت در گذشته به طور مختصر بررسى كرديم ، ولى چون جلال الدين بيت فوق را در اين جا گفته است ، مجبوريم باين مسئله هم اشاره كنيم كه آيا مى تواند على بن ابى طالب به ابن ملجم كه شقىترين اولاد آدم معرفى شده است شفاعتى نمايد . البته يك بحث مشروح در بارهء شفاعت در دفترهاى آينده خواهيم داشت ، تنها در اين مورد اشارهء مختصرى مى كنيم و مى گذريم :
شفاعت كه عبارت است از وساطت در پيش مقام عالىتر براى عفو گناه و يا جلب