تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨١٤ - كسى كه موجوديت طبيعى خود را در راه خدا به پشيزى نمى خرد آيا مى تواند ارزشى به مقام و جاه قائل شود ؟
كه عجالتاً كلمهء ( انسان ) را كنار گذاشتهايم .
٢ - گروه ديگرى از جانداران را هم مى بينيم كه اينان از حالت گياهى تا حدودى بالاتر رفته شعور و دركى دارند و لذايذ را مى جويند و از دردها فرار مى كند ، ولى آنان هر گونه نمودهايى را كه در جهان طبيعت صورت گرفته و با آنها تماسى داشته باشد همان نمود را در درون خود آن چنان منعكس مى كنند كه آيينه موجودات مقابل خويش را . اينان تنها مزيتى كه بر گياهان دارند اين است كه مى توانند احساس لذت نموده و درد را درك كنند و در برابر آن دو پديدهء بىطرف نباشند ، بلكه در صدد جستجوى لذايذ و مبارزه با دردها بر آيند ، ولى در همين جستجو و مبارزه مانند يك موجود پذيرنده نه عمل كننده ، بزندگى خود ادامه مى دهند .
براى اينان « خود » موجود است ، ولى هرگز آن « خود » به عنوان يك حقيقتى كه بتواند در مقابل ساير عوامل و انگيزه ها فعاليت كرده و موقعيتى براى خود باز كند كوشش نمى كند .
٣ - باز موجودات ديگرى هستند و انسان ناميده مى شوند ، آنان كسانى هستند كه مى خواهند « خود » داشته باشند ، ولى « خود » را چنان تفسير كردهاند كه عقل و وجدان هم يكى از كارگردانان آن مى باشد ، لذا در راه تقويت و اثبات موقعيت « خود » حيوانى ، اگر دانشمند باشند هنوز از عنوان جاندارى بيرون نرفتهاند زيرا دانش اشباع كنندهء هوى و هوس مادى و شهرت طلبى و يا پيروزى آنها بر ديگران است ، لذا اين جانداران اگر چه از گروه هاى قبلى تكامل يافته تراند ، ولى تكامل آنها تنها براى گستردن و عميق ساختن موجوديتى است كه هوى و هوس شالودهء آن است .
اين گروه هم كه بندهء تسخير شدهء هوى و هوساند نمى توانند در ليست انسانها قدم بگذارند .
اينان اگر مقامى را بجويند نه براى اين است كه داراى آن شايستگى شدهاند كه مى توانند انسانها را جزء خود احساس كرده و لذايذ و آلام آنها را لذايذ و آلام خود ببينند ، در حقيقت اينان دامنهء « خود طبيعى » را گسترده تر كردهاند .