تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٢٠ - قانون هماهنگى صفات متضاد
دليل اين رابطهء معكوس در ميان صفات متضاد بسيار واضح است ، زيرا - فرض اين كه دو صفت با يكديگر متضاد هستند اين اصل را در دنبال دارد كه هر يك از آن دو صفت متضاد فضاى روح را براى جولان خود مى خواهد و آن را پر مى كند و در حقيقت همان صفت عنصر اساسى شخصيت گشته ، تمام نيروهاى شخصيت را مى خواهد با همان صفت تفسير كند ، لذا در صفات متضاد كه قابل اجتماع با يكديگر نيستند شخصيتى كه با يك پديدهء ضد رنگ آميزى شده است بدون ترديد ضد مقابل را طرد خواهد كرد . و نيز به همين جهت است كه افراد معمولى انسانها كه اكثريت را در تمام دورانهاى تاريخ تشكيل دادهاند ، نمى توانند در قلمرو باريك روح خويش عناصر مخالف و متضاد را با يكديگر در هم آميخته و از آنها يك واحد بسيار عالى بنام شخصيت رشد يافته بسازند .
ولى آن افراد انسانى كه مراحل رشد شخصيت را پيموده و توانستهاند پديده هاى گوناگون را با يكديگر هماهنگ بسازند ، آنان مى توانند حتى صفات متضاد را هم با يكديگر دمساز نموده و يكى را مكمل ديگرى قرار بدهند . شجاعت را با عدالت و تكامل را با توجه به حالات معمولى با يكديگر در هم آميزند .
قانون هماهنگى صفات متضاد اين كه مى گوييم صفات متضاد در شخصيت رشد يافته هماهنگ مى گردند ، مقصود اين نيست كه اضداد با يكديگر جمع مى شوند ، زيرا اجتماع اضداد مانند اجتماع نقيضين امكان ناپذير است ، بلكه همان گونه كه در بحث تكاپوى و اتحاد اضداد بررسى كرديم مقصود اين است كه حقايق متضاد در مقابل يكديگر تعين و تشخص خصوصى را از دست داده و يك حالت سوم ( سنتز ) ايجاد مى كنند .
پس در حقيقت واحدى وجود دارد كه اين دو ضد نمى توانند آن را از بين ببرند ، لذا مى بينيم پس از تفاعل به وجود خود در يك پديدهء سوم ادامه مى دهند .
اما در بارهء روان انسانى آن واحد كه مى تواند حامل هر دو صفات متضاد بوده باشد واحد مادى نبوده ، بلكه واحد ايدهاى و هدفى خواهد بود يعنى ، يك ايده يا يك