تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨١ - تفسير ابيات
بنا بر اين مردم معمولى نمى توانند داراى درونى بوده باشند كه به طور آگاهانه همواره از نمود منظم و هماهنگ شده بهره بردارى نمايند ، ولى اين مرد عارف الهى است كه چنان كه جهان بيرونى را توانسته است در يك وحدت بسيار عالى مطالعه نمايد ، همچنان درون خود را با آن جريانات گوناگون و متضاد به صورت يك واحد حقيقى براى خود مطرح بسازد ، زيرا او با تزكيهاى كه در درون خود انجام داده است ، هر گونه خلأ روحى را بر كنار ساخته است .
اين كه جلال الدين مى گويد :
((٢٠٥٩)) بر دل عارف هزاران غم بود گر ز باغ دل خلالى كم شود
اشاره به همين وحدت و هماهنگى تمام واحدهاى درونى است كه در نتيجهء نظاره با نور الهى در روح خود ايجاد نموده است .
حقيقت امر اين است كه اين مقام عالىترين مقام انسانى است كه بتواند درون خود را آن چنان در اختيار داشته باشد كه در نتيجه يك وحدت و هماهنگى بسيار عالى در آن ايجاد نمايد .
تفسير ابيات پيغمبر فرموده است : اى ياران ، از سرماى بهارى خود را مپوشانيد ، زيرا سرماى خنك و جان نواز بهارى با بدن شما آن كار را مى كند كه با درختان . پس براى مردم عارف و وقت شناس اين نسيم و هواى خنك بهارى غنيمتى مى باشد . براى بهره بردارى از نعمت عظماى نسيمهاى جان پرور جامه ها را از بدن بكنيد و رو به گلشن زارها و بوستانها بدويد . اما از سرماى پائيزى كه درختان و گلها را پژمرده مى سازد دورى كنيد .
اين يك خبرى است كه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده است كه ما در بالا آن را نقل نموديم .