تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠ - يك نظر اجمالى بموسيقى
انسانى ، موسيقى را بطور قاطعانه تجويز نمايد - زيرا اين نوساناتى كه موسيقى در روح ما ايجاد نموده ، براى ما لذت بار جلوه مى كند ، نوساناتى است كه هيچ گونه واقعيتى را بدست ما نمى دهد به همين جهت است كه شوپن هاور پس از آن كه خوشايندى موسيقى را مى ستايد ، مى گويد : ولى عيبى كه دارد اينست كه موسيقى هم بتمام معنى و آن چنان كه شايسته است ما را از واقعيتهاى زندگانى دور نمى كند . از اين جمله روشن رو مى شود كه موسيقى با آن هيجاناتى كه در روان ما ايجاد مى نمايد ، ما را از واقعيتها دور مى كند . يا بدان جهت كه فرد را انسانى گرايش شديد و فرار از واقعيات دارد ، بموسيقى مى آورد . اگر موسيقى تاثيرى در روان نبخشد ، خوشايند ما نخواهد بود و اگر تأثيرى ببخشد موقعى است كه مالكيت ما از خود مى گيرد و جنبهء انفعالى ما را تقويت مى كند .
درست است كه تحريك و تشجيعى را كه موسيقى انجام مى دهد را از موجوديت حقيقى خود با يك گروه نوسانات بالاتر شبح مى برد ، ولى هنگامى كه موسيقى تمام مى شود . يك سرازيرى حقيقى در خود احساس مى كنيم و مى بينيم كه موسيقى سايهاى از ما براى ما ساخته و آن را بالا برده بود ، اكنون كه آن مصنوعى از بين رفته ، واقعيات با همان خشونت براى ما نمودار مى شود .
به همين جهت بوده است كه در جنگهاى صدر اسلام كه در حدود هشتاد جنگ و دفاع بوده است ، ما نمى بينيم كه مسلمين براى تهييج سربازان خود بموسيقى متوسل شوند ، بلكه آنها شعارهاى واقعى را بطور دسته جمعى گفته تحريك مى گشتند چنان كه در يكى از جنگها كفار قريش شعار ذيل را با موسيقى به آن و هيجان رزمى مى گفتند :
اعل هبل ، اعل هبل .
( بلند باد هبل ، بلند باد هبل ) مسلمانان هم در مقابل آنان مى گفتند :
« الله اعلى و اجل » اين شعارى بود كه واقعيت داشت و همهء آنان اعتقاد كامل داشتند و در يكى از جنگها دشمنان مى گفتند :