تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٧٦ - تفسير ابيات
عذاب كفار قرار داده است ؟ براى اين كه آتش هر سنگى را مى تواند آزمايش كرده و حقيقت آن را بروز دهد . دريغا كه ما در اين زندگانى پندهاى فراوانى را به دل گفتيم ولى او اين پندها را نپذيرفت ، درست مانند سنگ كه انعطافى از خود نشان نمى دهد . باش تا روزى آتش ابديت اين سنگ را دگرگون كند و درون آن را بيرون آورد .
اين دنيا جايگاه اختيار است ، هر چيزى را كه براى خود جفت گمان مى كنى دنبال آن برو و با صفات و نمودهاى همان جفت هم رنگ باش . تو اگر بخواهى با نور دمساز شوى برو نور را براى خود جلب كن ، صفات نور را بپذير و خود را در راه او فانى بساز .
اگر بخواهى از اين زندان خرابهء تن نجات پيدا كنى از دوست واقعى سركشى مكن » سجده كن و به خدايت نزديك باش « برو متمردين را در عذاب و شكنجه هاى ابدى ببين و ديگر سركش مباش .
اين سخن پايان ندارد ، اى زيد بلند شو و بر زبانت بندى بزن .