تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨٠ - هر چه تكاپو كنيم آگاهى ما وسيعتر و عميقتر خواهد بود
( مقدارى از شب را به عنوان دستور فوق العاده بيدار باش ، شايد خداى تو مقام پسنديدهاى براى تو عطا فرمايد . )
((٣١٨٠)) اندكى جنبش بكن همچون جنين تا ببخشندت حواس نور بين
هر چه تكاپو كنيم آگاهى ما وسيعتر و عميقتر خواهد بود اگر در تعريف زندگانى ايده آل با دقت بيشترى بينديشيم ، خواهيم ديد كه اساسىترين عنصر زندگانى ايده آل همان تكاپو و كوشش است كه در خميرهء موجوديت انسانى نهاده شده است .
چقدر جلال الدين در اين باره ابيات عالى سروده است . در ابيات گذشته گفته بود كه :
دوست دارد يار اين آشفتگى كوشش بىهوده به از خفتگى
امروزه درد خانمان سوز بىهدفى تمام افراد جوامع بشرى را به پرتگاه سقوط شخصيت مى كشاند زيرا - همهء آنان مى گويند : هدف از اين زندگانى چيست ؟ اين سؤال را يا به طور صريح به زبان مى آورند يا اگر اندك بررسى در وضع روانى اشخاص به عمل بياوريم خواهيم ديد ، با اين كه اشخاص فراوانى بدون توجه بموجوديت خود مشغول خور و خواب و خشم و شهوت مى باشند ، باز اين سؤال در اعماق درون آنها وجود دارد كه « سپس چه ؟ » هيچ مى دانيد اين سؤال از چه علتى ناشى مى شود ؟ شايد علل گوناگون داشته باشد ، ولى يكى از مهمترين علل اين سؤال به هم خوردگى و اختلال در دو نوع از اشخاص قابل مطالعه است :
نوع اول - اشخاصى هستند كه از دسترنج ديگران زندگى مى كنند و بدون آن كه كوششى در زندگانى داشته باشند ، در موقع خود مى خورند و مى خوابند و لذايذ