تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩٠ - بحثى در نقص و كمال
بايستى مورد تامل قرار بگيرد . زيرا - پديدار شدن ضد با ضد ديگر غير از پيدا كردن يكى از اضداد است ديگرى را .
آن چه كه از نظر واقعيت در بارهء ضدين درك شده است همان دو اصل است كه در فوق ذكر كرديم :
١ - تكاپوى ضدين .
٢ - شناسايى بعضى از اضداد به وسيلهء اضداد ديگر .
چون جذب شدن ضد به ضد ديگر قابل تصور نيست و جلال الدين مى خواهد انجذاب نقص به سوى كمال را بيان كند ، به اين اشتباه دچار مى شود و گمان مى كند كه نقص و كمال در جهان هستى از قبيل اضداد مى باشد .
اما خود همين اصل كه مى گويد : در جهان هستى نقصها همواره گرايش به سوى كمالات دارند باز بايستى جداگانه مورد بررسى قرار بگيرد .
بحثى در نقص و كمال هر يك از اين دو كلمه در افكار عمومى مفهوم بسيار روشن دارد و همان دو مفهوم شناخته شده را در شئون زندگانى مادى و معنوى خود بكار مى برند ، ولى ممكن است همهء افرادى كه اين دو كلمه را به طور فراوان استعمال مى كنند نتوانند يك تعريف حقيقى در بارهء آن دو بيان كنند ، به هر حال لازم است كه ما براى توضيح اين دو مفهوم مسائلى را مطرح بسازيم :
مسئلهء اول - منشأ درك دو مفهوم نقص و كمال .
مسئلهء دوم - تعريف نقص و كمال .
مسئلهء سوم - نقص و كمال از پديده هاى كيفى است .
مسئلهء چهارم - اختلاف ديدگاه ها در تعيين ملاك نقص و كمال .
مسئلهء پنجم - نسبيت نقص و كمال .
مسئلهء ششم - آيا جهان هستى در تكامل و رو به تكامل مى رود ؟