تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٥٨ - دوزخ
و با اين حيات دنيوى پست قابل مقايسه نيست ، بنا بر اين لذايذ هم خوابگى با حورىها و مسئلهء رقابت ميان آنها و زنهاى دوران زندگى دنيوى آ چنان كه امروز تصور مى كنيم مطرح نخواهد بود ، زيرا - چنان كه گفتيم حيات حقيقى كه در آن جهان ابديت برقرار مى شود مانند مغز و حيات دنيوى كه ما در اين نشاهء آن را سپرى مى كنيم مانند پوست ناچيز است .
به همين جهت است كه سؤال از اين كه » تا كى انسان در بهشت خواهد بود ؟ « سؤال بسيار عاميانهاى مى باشد ، زيرا - مسئلهء زمان در آن جايگاه ابديت به كلى مرتفع مى گردد ، اگر بخواهيم نمونهء بسيار ناچيزى از ابديت را در همين دنيا درك كنيم خوب است كه به سطح عميق شخصيت خودمان بنگريم ، خواهيم ديد كه در آن سطح مسئلهء مرور زمان و لحظات به كلى نامفهوم است و اصلا زمانى در آن جا وجود ندارد .
نيز به همين جهت است كه لذايذ سطح عميق شخصيت به هيچ وجه قابل مقايسه با لذايذ سطح طبيعى شخصيت نيست .
لذايذ سطح باطنى بسيار قوىتر و عالىتر است ، در صورتى كه لذايذ سطح طبيعى موقت و مخلوط با ناملايمات و تابع انگيزه مى باشد .
همچنان در سراى ابديت همهء حقايق قيافهء واقعى خود را نشان داده ، از گذرگاه زمان و مكان و ساير تحولات طبيعى بر كنار مى ماند و از اين جهت است كه خداوند آن جايگاه برين را » حيوان « يعنى حيات حقيقى معرفى كرده است .
دوزخ تمام مطالب گذشته را كه در بارهء بهشت گفتيم ، مى توانيم ضد آنها را در بارهء دوزخ هم تطبيق كنيم ، يعنى گروهى در اين دنيا هستند كه تنها عذاب جسمانى براى آنها مطرح است لذا اينان در هنگام مخالفت با خدا كه همين عذاب جسمانى را اندوختهاند در زنجيرها كشيده خواهند شد و آتشهاى شعله ور آنها را معذب خواهد ساخت .
اما كسانى كه داراى رشد شخصيت بيشترى بودهاند آنان به عذاب روحى گرفتار