تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥٣ - تفسير ابيات
اين اصل مى گويد : صورتها در مقابل عالم معنا بس ناچيز است .
يك عامل از ما وراى صورت مى تواند چرخ به اين عظمت را سر نگون نمايد . تو قياس اين اصل را از اين حقيقت بگير كه گردانندهء اين گنبد مينا رنگ آن عقل كلى است . « باز جلال الدين در اين مورد در بارهء اطاعت عقل كلى در زير بناى جهان هستى مطلبى مى گويد كه شبيه بروش فلسفى ژرژ ويلهلم فردريك هگل مى باشد و اين مطلب را جلال الدين چند بار در اين كتاب ياد آور شده است و ما در گذشته در جلد اول تا حدودى ميان دو روش مقايسهاى كردهايم ، ولى در بعضى از موارد در روش جلال الدين عقل كل جنبهء متافيزيكى خالص به خود مى گيرد ، در صورتى كه هگل با روش ايده آليستى خالص در همين جهان هستى عقل كلى را مطرح مى كند » .
لذا جلال الدين گاهى از آن عقل كلى به روح تعبير مى كند ، چنان كه در بيت ذيل مشاهده مى شود :
((٣٣٣٢)) گردش اين قالب همچون سپر هست از روح مستر اى پسر
اين حركات و نمودهاى طبيعت از معناى آن روح است ، چنان كه گردش آسياب از آب جو مى باشد .
اگر درست دقت كنيم خواهيم ديد كه نوسانات و جزر و مدهاى نفس طبيعى ما كه هر دم فرو مى رود و بيرون مى آيد از جان پر تمايلات ما است .
آرى آن جان انسانى است كه گاهى ما را به جحد و انكار وا مى دارد و گاهى به صلح و گاهى بجنگ و پيكار ، گاهى براست مى برد و گاهى به چپ مى كشاند ، گاهى مانند يك گلستان خرم و سر سبز و شاداب مى نمايد ، گاه ديگر مانند خارستان وحشتناك است . » بدان جهت كه تمام حركات و سكنات جهان طبيعت با تمام قوانينش در دست روح يا عقل كلى است « خداوند همين آب را بر فرعون درياى خون مى كند و باد را بر قوم عاد مانند اژدهايى مخوف طغيانگر مى سازد . همان باد را كه بر قوم عاد نابود كننده نموده بود به مؤمنين و اهل الله وسيلهء حفظ و امان ساخته است . اين معنا چيست ؟