تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٤٦ - جان آدمى در بدنش مانند كودك در شكم مادر است كه در ظاهر نمودى ندارد بلكه نمود او پس از مرگ شروع مى شود
آن گاه افراد انسانى به دو گروه تقسيم مى شوند : قسمتى مانند روميان زيبا و گروه ديگرى مانند حبشيان سياه و زشت ( البته مقصود زيبايى و زشتى معنوى است ) آن گروه را كه در احسن تقويم آفريده است رنگ عالى و زيبا عطا مى فرمايد و آن ديگرى را تا اسفل سافلين روانه مى سازد .
« در اين جا بايستى متوجه شد كه آن چه كه در آيهء شريفه است اين است كه خداوند تمام انسانها را در احسن تقويم آفريده ، سپس بجهت كهولت رفته رفته اين زيبايى از بين مى رود تا كالبد او مبدل بخاك شود و ممكن است مقصود اين باشد كه او انسان را در احسن تقويم آفريده است ، يعنى عقل و وجدان و استعداد پذيرش روح ملكوتى در او به وجود آورده است ، اما هنگامى كه انسان در اين زندگانى نتوانست از اين احسن تقويم بهره بردارى نمايد در حقيقت با اختيار خويش را در اسفل سافلين فرو مى برد » .
روزى در پيش است كه در آن روز صورتهايى سفيد و صورتهايى سياه خواهد شد در آن روز مردم مانند نمودار شدن خصوصيات افراد پس از زاييده شدن هند و ترك و عرب و حبشى و رومى آشكار خواهند گشت .
آرى تنها آن روز است كه آشكار خواهد گشت كه تو كوه بودى يا كاه .