تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٦ - تفسير ابيات
واقع مى گردند ، زيرا يك حقيقت طبيعى خارجى موقعى جزء شخصيت قرار مى گيرد كه خواص طبيعى خود را از دست بدهد ، مانند محدوديت و ناخود آگاهى و غير ذلك به اضافهء اين مطالب علمى كه قابل مشاهده رسمى هستند ، در روح انسانى نمودهايى وجود دارد كه خيلى بيش از آن كه در جهان خارجى ديده مى شود گسترده تر و عميقتر و مؤثرتر ديده مى شوند ، اين گسترش و عمق كه در نمودهاى روحى ديده مى شود ، واقعاً شگفت انگيز است ، شما با ديدن دريا واقعاً در حال حيرت فرو مى رويد و عظمت آن شما را خيره مى كند ، در صورتى كه از نظر انعكاس طبيعى همان دريا در درون شما به صورت يك موجود محدود و ناچيزى منعكس گشته است . گاهى واقعاً براى چند لحظه در خود فرو رويد ، خواهيد ديد كه روح شما آمادهء ساختن و يا مشاهدهء جهانهايى است كه جهان بيرونى حتى نمونهء كوچكى هم نمى تواند در مقابل آن محسوب گردد .
مخصوصاً در پديده هايى از قبيل عشق و عدالت و آزادى ، شما جهانهايى را خواهيد ديد كه هيچ قابل قياس با اين جهان طبيعى محدود نمى باشد .
تفسير ابيات اگر تو از باطن ديدهء ديگرى را باز كنى ، براى خود يك وسيلهء ديدن بسيار عالى و بر گزيده خواهى ديد .
آن پير دانا يعنى حكيم سنايى در دو بيت فوق عالىترين مضمون را گفته است و تو همان مضمون را خواهى ديد .
آرى خواهى ديد كه جهان پوشيده را كه در روح تو آشكار است ابرى و آبى و آسمان و آفتاب ديگرى است .
اين جهان درونى فقط براى خواص قابل مشاهده بوده ديگران كه از خور و خواب و خشم و شهوت گام فراتر ننهادهاند ، از اين درك و معرفت محروم مى باشند .
آنان در اين خلقت جديد روح كه به صورت جهان ديگرى در مى آيد به كلى در اشتباه هستند .
بارانها در جهان طبيعت بر دو قسم است : باران بهارى گياهان را مى پروراند و