تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٧٦ - روايت
در داستان خبر دادن امير المؤمنين از كشته شدن خود به دست ابن ملجم مرادى روايات به حدى است كه كاملًا موجب وثوق مى باشد .
در اين داستان كه جلال الدين آن را گسترش مى دهد ، مانند داستانهاى ديگر با در نظر گرفتن اوصاف امير المؤمنين و روش زندگانى او جلال الدين مطالبى را انتخاب و حذف مى كند كه جالب توجه است .
« جف القلم بما هو كائن » .
( در بارهء آن چه كه واقع شده و واقع خواهد شد قلم تقدير كار خود را كرده است ) .
در روايت ديگرى چنين است كه :
« جف القلم بما أنت لاق . » [١] ( آن چه را كه خواهى ديد قلم آن را نوشته و تمام كرده است ) .
تمام رواياتى كه در مضمون فوق وارد شده است ، بايستى آن چنان تأويل شوند كه با منطق صحيح و آيات شريفه تعارض پيدا نكنند ، زيرا - آيات زيادى دلالت مى كند بر اين كه جهان هستى در مقابل خداوند يك مجموعهء بسته از اجزاء و روابط نيست « و همچنين حركات و سكنات انسانها كه خود جزيى از پديده هاى همين جهان مى باشند . » با در نظر گرفتن اين آيه كه مى گويد :
« يَمْحُوا الله ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَه أُمُّ اَلْكِتابِ . » ١٣ : ٣٩ [٢] ( خداوند آن چه را كه بخواهد محو و آن چه را كه بخواهد اثبات مى كند و در نزد او است اصل نقشهء زير بناى هستى ) .
مضمون فوق كه مى گويد : « قلم در بارهء آن چه كه بايد بنويسد نوشته و خشك شده است » بايستى بيكى از معانى معقول تفسير شود . به نظر ما مى توان اين گونه روايات را به قرار ذيل تفسير كرد :
جهان هستى كه خداوند بزرگ آن را با نظم و ترتيب آفريده است براى خود
[١] مجمع البحرين - طريحى مادهء جفف ص ٢٨٦ . .
[٢] سوره الرعد ، آيهء ٣٥ . .