تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤١ - تفسير ابيات
انسان در سقوط چگونه به بىنهايت پستى مى رسد ؟ :
تفسير ابيات اكنون داستان صالح را بشنو ، اما نمى خواهم به شما داستان سرايى كنم كه شما رويدادهايى را كه در گذشته اتفاق افتاده است ، مجسم بسازيد . مردم معمولى نمى توانند عاقبت و عمق قضايا را درك كنند ، اگر تو عاقبت بين باشى عافيت دنيا و آخرت را بر خود گرفتهاى . ناقهء صالح در صورت شترى بود و قوم صالح از روى نادانى آن شتر را پى بريدند . آنان از پستى نگذاشتند آن ناقه از آب بياشامد ، آنان از هر گونه نعمتهاى الهى كور بودند .
آن ناقه كه آيت خدايى بود از جوى آب مى خورد ، ولى آن قوم تبه كار آب خدا را از آن ناقهء خدايى دريغ داشتند . همان ناقه صالح مانند اجسام مردان صالح با توانايى الهى كه در آنها وجود دارد آن طغيانگران تبه كار را هلاك نمود .
ببين كه ناقه خدايى و مسئلهء سيراب شدن او از آب چه درد و مرگى بر آن امت وارد ساخت . داروغهء قهر خداوندى شهرى را به يك شتر از آنان گرفت .
روح حضرت صالح يا روح شخص صالح مانند آن شتر است و نفس انسان مانند آن قوم تبه كار پى كننده ناقه مى باشد .
خود روح مانند صالح عليه السلام و بدن مانند ناقه مى باشد ، اين روح است كه در وصل خدايى لذت مى برد نه بدن ، بدن در همان ناچيزى خود برقرار است .
روح صالح از آفات بر كنار است ، اگر زخمى و ضربهاى وارد شود بر ناقه وارد خواهد گشت ، نه بر ذات روح .
روح صالح از دستبرد آزار دور است - زيرا كه روح صالح نور خدايى است و كفار نمى توانند در آن طمعى داشته باشند .
پيوستن نهانى حق تعالى ( منعكس ساختن شعاع خويش ) با بدان از آن جهت است كه آزار با بدان را آزار خويش معرفى كند ، ولى اين آزار به خدا نيست بلكه اين بدنها جايگاه آزمايش است ، روح صالح قابل آزار نمى باشد .