تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٢ - تفسير ابيات
بلكه اينان نمى دانند كه آزار جسم صالح به منزلهء آزار خدا است . « چنان كه در مثال بيت خدا متذكر شديم » از آن جهت خداوند نور خود را با جسم صالح به هم پيوسته است كه تمام جهان را پناهگاه بوده باشد .
هيچ كس نمى تواند بر دل مردان الهى كه جايگاه خدا است پيروز شود ، چنان كه وقتى كه ضربه بر صدف وارد شود آن ضربه به درى كه در آن صدف نهفته مى باشد اصابت نمى كند .
ناقهء جسم اولياء الله را بنده باش ، تا بدين وسيله بندگى حقيقى كه عبارت است از تسليم به روح صالح توفيقى بيابى . صالح فرمود :
اكنون كه شما بر ناقهء خدايى حسد ورزيديد ، منتظر باشيد كه تا سه روز ديگر انتقام خدايى گريبان شما را خواهد گرفت . پس از سه روز از خداى جان ستان آفتى خواهد رسيد كه سه نشانهء قبلى دارد :
روز اول رنگ روى همهء شما زرد مى شود مانند زعفران .
روز دوم روى شما رنگ ارغوانى به خود مى گيرد .
روز سوم روى تمام شماها سياه گشته بلاى خدايى فرا مى رسد .
اگر بخواهيد نشان اين بلا را از من بپرسيد ، ببينيد كه ناقهء خدايى به سوى كوه خواهد دويد و در آن جا مخفى خواهد گشت اگر توانستيد او را بگيريد ، اگر نتوانستيد مرغ اميد شما پر گرفته و رفته است ، شما مأيوس باشيد . ناقه مى رود و در كوهساران ناپديد مى گردد .
همچنان كه روح پاك انسانى از تنگناى بدن رهايى مى يابد و روبه سوى خداوند رب المنن رهسپار مى گردد . صالح به آنها گفت : من نگفتم ديگر براى شما راه اميدى نمانده است ؟ بچهء ناقه چيزى نبود كه شما اوامر خدا را در بارهء آن اطاعت نكرديد ، وقتى كه آنان اين تهديد را از او شنيدند دوران انتظار را شروع كردند ، به همان ترتيب كه در بالا گفتيم : رنگ روى آنها دگرگون گشته پس از ورود بلاى آسمانى همه بر روى زانو در خاك افتادند .
آرى هنگامى كه به تو مى گويند : براى تعليم و تربيت زانو بر زمين گذار ، بايستى