تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٠ - اين عبادتهاى مقرره بايستى مانند هديه هايى باشد كه محبتهاى واقعى ما را نشان بدهد
به اضافهء اين كه در گذشته گفتيم كه عبادت با حركات عضوى و ذكر خود يك مزيت بسيار با اهميت روانى دارد .
اين مزيت به جهت تمركز قواى درونى ايجاد مى شود و ايجاب مى كند كه با الزام به حركات عضوى در مواقع مقرره كه با توجه به خدا همراه است ، به عنوان وظيفهء جدى مواجه شود .
مطلب ديگرى كه در اين مورد تذكر آن را لازم مى دانيم اين است كه گروهى از اشخاص به آن جهت كه در همهء عبادات حال نيايش و توجه به خدا ندارند به كلى در بارهء عبادت مسامحه مى كنند ، ولى اين يك اشتباه بزرگ است زيرا اگر يك انسان صدها بار عبادتى را به جا آورد و در يكى بلكه در يك جزء از عبادت بتواند حالت روحانى واقعى پيدا كند در حقيقت به هدف عظمايى نائل شده است و نبايستى عدم حضور قلب دائمى را بهانهاى براى اعراض از عبادت بگيرد .
به همين مطلب جلال الدين با شكل بسيار زيباى ادبى اشاره مى كند و مى گويد :
((٢٦٢٩)) شاهدت گه راست باشد گه دروغ مست گاهى از مى و گاهى ز دوغ
اما همين توجه به اين كه اين عبادت را كه به جا آورده است شاهد شايستهاى براى محبت و گرايش واقعى به خدا نيست ، مى تواند بهترين وسيله براى پيش رفت در گرايش بوده باشد ، چنان كه انسان خطاها و اشتباهاتى را كه در امور زندگانى مرتكب مى شود با توجه به خطا و اشتباه در صدد اصلاح آنها بر مى آيد .