تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٢ - مبادا به خود پرستى تكيه كرده و اشخاصى را كه بد شدهاند يا بد نما هستند ملامت كنيد ، بلكه به آنها رحم داشته باشيد
به طبيعت حيوانى خود پرداختيد بدون ترديد شما را از خود بيگانه شده ، رو بسقوط خواهيد رفت .
اما اين مطلب را هم بياد داشته باشيد كه هر سقوطى نابودى حقيقى نيست ، بلكه به قول ويكتور هوگو با يك آگاهى مختصر خواهيد ديد كه با سقوط بزانو به سجده نزديك شدهايد ، از اين رو هرگز معصيت شما را دچار نااميدى نبايد بسازد . به همين دليل عصيان و زشتى ديگران را هم سقوط نهايى تلقى نكنيد ، زيرا - چه بسا كه آن سقوط بزانو آنها را به سجده خواهد كشانيد .
اگر درست تحليل كنيم خواهيم ديد كه ممكن است باعث سقوط او خود ما بودهايم و به قول ابو العتاهيه :
لن يصلح الناس و أنت فاسد هيهات ما ابعد ما تكابد
چون تو در فساد غوطه ورى هرگز مردم اصلاح نخواهند شد ، اگر چنين گمان كنى كه با اين كه تو در فساد غوطه ورى مردم ديگر اصلاح شوند ، يك كوشش كاملًا ممكن است اگر بدى آن بىهوده و دور از مقصدى را در پيش گرفتهاى . ) [١] ممكن است اگر بدى آن فرد را مورد دقت قرار بدهى . بر تو روشن شود كه علل اجبارى و اضطرارى در كار بوده و او با اختيار خويش به تباهى سقوط نكرده است .
چنان كه احتمال مى رود كه تو تنها صورتى را مى بينى ، آن فرد با توجه به واقعيات بيشتر مرتكب فعل بد نما شده است .
اگر فرض كنيم كه واقعاً شخصى كار زشتى انجام داده است آيا به مجرد ديدن كار زشت بايستى آن فرد را از انسانيت ساقط كنيم ؟ يا بگوييم كه : اين شخص هم مانند ما در حال صعود به قلهء مرتفع تكامل است و او كه سزاوار داشتن نيرو براى صعود به قلهء انسانيت بوده است ، » زيرا - خداوند او را آفريده « پس سزاوار اين است كه من در اين صعود او
[١] ديوان ابى العتاهية ، آخرين ارجوزه . .