تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٠٠ - ترجيح يكى از دو گمان بر ديگرى دليل وصول به واقعيات نيست
((٣٤٤٣)) اغلب الظنين في الترجيح ذا لا تمارى الشمس فى توضيحها
ترجيح يكى از دو گمان بر ديگرى دليل وصول به واقعيات نيست در كشف حقايق و واقعيات قناعت به اين كه بعضى از گمانها ببعضى ديگر ترجيح دارند و ما با مقدم داشتن گمان برتر مى توانيم به واقعيات برسيم ، مساوى دانستن روشنايى آفتاب و چراغ بسيار ضعيفى است كه به جهت ناتوانى در ميان نمود وسيع تاريكىها سو سو مى زند .
اين روشنايىهايى كه از گمانها به دست مى آيد ، اگر درست دقت كنيم خواهيم ديد كه اغلب روشنايىهاى مزاحمى هستند ، يعنى يك رشتهء باريكى از روشنايى ، ولى محاط در دريايى بىكران از تاريكىها مى توانيم بگوييم : توجه به اين تاريكىها از هر دو راه برونى و درونى براى مردم آگاه قابل احساس است .
اما از راه برونى - هنگامى كه در باره يك حقيقت گمان حاصل مى كنيم ، معنايش اين است كه تماس ما با واقعيت صد در صد نيست ، براى ما حقيقت مفروض در ميان واحدهاى تاريكى يك نمود ضعيف نشان مى دهد .
اما از راه درونى - پر واضح است كه روح انسانى ميان دو حالت يقين و گمان تفاوت بسيار آشكارى را مى بيند . در حالت يقين مانند اين است كه آن موضوع مورد يقين جزء ذات او شده و خارج از او نيست ، در صورتى كه در موقع گمان موضوع مفروض از انسان بيگانه بوده و راهى به درون انسانى نيافته است . به همين جهت است كه در پديدهء يقين سه مرتبهء بسيار مهم وجود دارد كه در پديدهء گمان هيچ يك از آنها وجود ندارد اين سه مرتبه عبارت است از : علم اليقين ، حق اليقين ، عين اليقين .