تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٩٣ - آيه
( به آنان بگو من بشرى مانند شما هستم چيزى كه هست اين است كه بمن وحى مى شود كه به شما ابلاغ كنم كه خداى شما يكيست ، هر كس اميد ملاقات خداوندى را دارد عمل نيكو انجام بدهد و در پرستش خداوندى كسى را شريك او قرار ندهد ) .
« اَلرَّحْمنُ عَلَى اَلْعَرْشِ اِسْتَوى . » ٢٠ : ٥ [١] ( خداوند بر عرش مستولى است ) .
« وَإِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ . » ٣٦ : ٣٢ [٢] ( هيچ چيزى وجود ندارد يا هنوز ( به وجود نيامده است ) مگر در پيش ما حاضراند ) .
« قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اِثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اِثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا ٤٠ : ١١ . . . » [٣] ( اى پروردگار ما دو بار ما را ميراندى و دو بار ما را زنده گردانيدى ، ما به گناهان خود اعتراف كرديم ) .
به نظر مى رسد كه مقصود جلال الدين از جملهء » احييتنا « خصوص اين آيه نبوده باشد ، زيرا - اين آيه مربوط بروز قيامت است و سخن جلال الدين در بيدارى بامدادى است كه پس از خواب شبانگاهى حاصل مى شود ، بنا بر اين هر روز ميراندن و زنده كردن وجود دارد و منحصر به روز مخصوصى نيست .
لذا مى توان گفت منظور جلال الدين از زنده كردن در بيت فوق در مقابل خواب است كه برادر مرگ معرفى شده است :
« النوم اخ الموت » .
( خواب برادر مرگ است ) .
« وَقالُوا أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَرُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً ؟ « ١٧ : ٤٩ [٤]
[١] سوره طه ، آيهء ٥ . .
[٢] سوره يس ، آيهء ٣٢ . .
[٣] سوره غافر ، آيهء ١ . .
[٤] سوره الإسراء ، آيهء ٤٩ . .