تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٧٥ - تفسير ابيات
افسون تو كه بر من مى گسترانى ، روزى نوبت افسون من هم فرا خواهد رسيد . تو اى بىچارهء نادان با نام حق مرا مى فريبى و با همين نام حق مى خواهى مرا در مقابل ناملايمات رسوا و بىچاره كنى ؟ تو ناچيز تر از آنى كه مرا زبون و ناتوان بسازى ، اين احترام نام حق بود كه دست و پاى مرا بست ، تو اى نادان ساده لوح نام حق را در راه زندگانى دامى در سر راهم گستردى .
اما گمان مبر كه اين دغل بازيها با مقدسات ، آن هم با مقام شامخ ربوبى در دنيا به هدر برود و روى آنها محاسبهاى انجام نگيرد . بايد بدانى كه نام حق داد مرا از تو خواهد گرفت .
من با نام مقدس حق تعالى جان و تن را به تو سپردم .
اين زخمى كه تو با بردن نام حق بر من وارد ساختهاى يا رگ و شريان جان تو را خواهد بريد يا تو را هم مانند من به زندان سيه چال روانه خواهد ساخت .
زن به درازى طومارها از اين گفتارها براى همسر خود خواند . مرد پس از شنيدن اين سخنها از زن ، مطالبى گفت كه حالا تو گوش فرا ده .