تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٧٧ - نصيحت مرد زن را كه در فقر فقيران به خوارى منگر و در كار حق به گمان كمال و طنه مزن در فقر فقيران و شكوه مكن
روايت
براى كسى كه شخصيت خود را به كمال رسانيده است مزاياى ظاهرى جز رو پوش چيزى نيست
روايت « الفقر فخرى » ( فقر براى من فخر است ) [١]
آن كه زلف و جعد رعنا باشدش چون كلاهش رفت خوشتر آيدش
براى كسى كه شخصيت خود را به كمال رسانيده است مزاياى ظاهرى جز رو پوش چيزى نيست اين هم يك اصل است كه هنگامى كه كسى سرمايهء واقعى مزاياى انسانى را پيدا كرد ، آرايش و پايبندى به ظواهر براى او نه تنها باعث افتخار و مباهات نيست ، بلكه تا حدودى او را كوچك و پست مى نمايد - زيرا مردم اغلب ظاهر بين هستند و همواره مزاياى ظاهرى فريبنده آنان را به خود مشغول مى دارد و در راه حفظ آداب و سنن همان مزايا ، مجبورند انرژى مغزى كلانى را مستهلك بسازند و در آخر كار نتيجهاى هم جز فخر و مباهات به يك عده امور ناچيز به دستشان نخواهد رسيد . خلاصه با اين كه همه مردم معمولًا فريب ظاهر را مى خورند ، با اين حال به طور ارتكاز ذهنى اين مسئله را هم درك مى كنند كه مزاياى ظاهرى مورد اهميت انسانهاى ظاهر پرست است ، بدين جهت همان فرد را كه داراى سرمايهء عالى از انسانيت است هنگامى كه با ظواهر فريبنده ببينند ، مى گويند : اين هم از همان افراد است كه براى نشان دادن خود مجبور شده است كه قيافهء نيكويى به خود بگيرد .
زيرا يك احساس عمومى در افراد زير قشرهاى مرسوم وجود دارد كه صورت را از سيرت جدا مى سازد . ضررى كه از اين تجمل پرستى ناشى مى شود اين است كه تقيد و پا بندى يك انسان رشد يافته به ظواهر فريبنده اهميت رشد روانى را از بين مى برد - زيرا استدلال
[١] سفينة البحار ، ج ٢ ، ص ٣٧٨ . .