تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧١٧ - روايت
( ما براى شما از ابر سايه انداختيم و براى شما من و سلوى فرستاديم ) .
در تفسير من و سلوى در ميان مفسرين اختلاف نظر وجود دارد . اين دو كلمه » من و سلوى « داراى معناى عمومى مى باشند يعنى « من » به معناى هر گونه احسان ، سلوى هر چيزى كه باعث تسليت و آرامش خاطر مى باشد ، لذا مى توان تفاسير وارده در تفسير من و سلوى را به عنوان مصاديق آن معناى عمومى معرفى كرد .
« قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ . الله اَلصَّمَدُ . لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ . وَلَمْ يَكُنْ لَه كُفُواً أَحَدٌ . » ١١٢ : ١ - ٤ [١] ( بگو آن خدا يگانه و بىهمتاست . خداى بىنيازى است كه نزاييده است و نزاييده شده است . براى او هيچ گونه همتايى وجود ندارد . ) روايت « اياكم و الوصال انكم لستم مثلى انى ابيت يطعمنى ربى و يسقينى فاكلفوا من العمل ما تطيقون . » [٢] ( دور باشيد از اميد وصال ، شما مانند من نيستيد ، من شب بروز مى آورم در حالى كه خدايم بمن غذا مى دهد و سيرابم مى كند چيزى را از عمل به خود هموار كنيد كه توانايى آن را داشته باشيد ) .
اين روايت را كه در المنهج القوى نقل كرده ، است از بخارى و مسلم از ابو هريره روايت شده است . منظور از اين كه شما نمى توانيد به وصال برسيد ، ممكن است يكى از دو معنا بوده باشد :
١ - مخاطب به اين سخن مردم معمولى بودهاند كه توانايى رشد روحانى نداشتهاند ، لذا در صدد بر آمدن آنها براى وصال نه تنها سودى نداشته است ، بلكه احتمال ضرر در بارهء آنها نيز وجود داشته است .
٢ - مقصود از وصالى كه براى آنان امكان پذير نبوده است آن درجه از تقرب
[١] سوره الاخلاص . .
[٢] المنهج القوى ، ج ١ ص ٦٨٣ . .