تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١٦ - هر چه كه در انديشه به عنوان خدا تصور شود آن زاييدهء انديشه است و خدا نيست
بايستى پيش از به وجود آمدن دو نمود وحدت و بىنهايت در ذهن ، موضوع كميت براى ذهن مطرح شود ، ولى دو مفهوم مزبور آن چنان از منشأ انتزاع خود دوراند كه مى توان گفت : پس از آن كه ذهن يك فرد در مفاهيم وحدت و كثرت و متناهى و بىنهايت ورزيده شد ، مى تواند اين دو مفهوم را ايجاد كند بدون اين كه واحدهاى اوليهء آنها را از كميت منظور نمايد .
همچنين قضايايى از قبيل « اجتماع نقيضين محال است » .
بدون ترديد ذهن انسانى در حال واحد نمى تواند نقيضين را مانند دو نمود فيزيكى در خود منعكس ساخته در بارهء آن قضيهاى بسازد .
لذا با اطمينان كامل مى توان گفت : اين قبيل قضايا از مخلوقات فعلى ذهن است نه انعكاسات تصورى آن و به هر حال هيچ يك از اقسام فعاليتهاى مزبوره كه در اين مبحث متذكر شديم نمى تواند مفهومى از خدا را در ذهن ما منعكس كند ، يعنى ما نمى توانيم صورتى به عنوان صورت خدا در ذهن خود منعكس كنيم و نمى توانيم فعاليتى انجام بدهيم كه محصولش صورت خداوند بوده باشد - زيرا در هر دو صورت خدا مطابق سازمان روانى و ذهنى ما براى ما مطرح خواهد گشت ، و اين است معناى اين كه وهم در بارهء خدا مخلوق ما است و خدا مخلوق نيست .
در منابع معتبر اسلامى اين روايت از امام صادق عليه السلام به طور فراوان نقل شده است كه :
« كلما ميزتموه باوهامكم فى ادق معانيه فهو مخلوق لكم و مردود اليكم » .
مور ضعيف و ناتوان چون شكل يزدانى كشد بىشك به شكل مورچه با شاخ حيوانى كشد مغز شبان هم نقشهء موسى بن عمرانى كشد در فكر مانى گر فتد او صورت مانى كشد ادراك هر جنبنده نقش خويش را داراستى