تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٨ - مستمع صاحب سخن را بر سر كار آورد
نمودهاى جهان طبيعى روبرو مى گردند ، مثلًا هنگامى كه گرما سنج جيوه را در نقطهء معينى نشان مى دهد ، نمى تواند براى حرارت يك معناى مستقل نشان بدهد ، بلكه در حقيقت جيوه مطابق خواص طبيعى خود در فلان درجه از حرارت فلان مقدار صعود نموده و به نقطهء مفروض مى رسد ، اما آن نقطهء مفروض در بدن من كه مثلًا گرم است چه تأثير ايجاد خواهد كرد مربوط به جيوه نيست .
همچنين براى آن شخص كه بدن او سرد يا معتدل است اثرى ندارد و به عبارت عمومى تر وسايل مصنوعى هر قدر هم دقيق باشند ، نخواهند توانست در تمام جهان براى حرارت يك معناى مطلقى را اثبات كنند ، بلكه فعاليت عوامل مؤثر را منعكس خواهند ساخت .
به همين جهت است كه اگر بنا بود گرما سنج از عنصر ديگرى بوده باشد ، بدون ترديد نمودار ديگرى را نشان مى داد . زيرا آهن يا برگ درخت در مقابل درجه هاى حرارت اثرى غير از اثر جيوه بر خود مى پذيرند .
خلاصه رابطهء اشياء از هر مقوله كه بوده باشد با همديگر گوناگون است ، اين روابط گوناگون موجب بروز تفاعلات مختلفى مى گردد و ما هيچ موجودى را در هيچ نقطه از جهان سراغ نداريم كه با تغيير مكان يا ساير شرايطى كه در موجوديت فعلى او تأثير دارد ثابت مانده همان خاصيت اولى را در بر داشته باشد .
اين سخن شير است در پستان جان بىكشنده خوش نمى گردد روان
مستمع صاحب سخن را بر سر كار آورد حقايق زيادى در انسانها است كه بروز آنها مربوط به كيفيت رابطهء انسان با انسانهاى ديگر مى باشد ، خواه اين حقايق از قبيل سخن بوده باشد يا عواطف و اراده ها و غير ذلك .