تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٣ - تفسير ابيات
وسيله براى آن هدف ، عقل مى ناميم .
ملاحظه مى شود كه اين يك مفهوم بسيار دامنه دارى است كه كوشش حجاج بن يوسف ثقفى را براى به دست آوردن بهترين وسيله براى ريختن خون هزاران بىگناه نيز شامل مى شود .
اين معنا شامل فعاليتهاى على بن ابى طالب عليه السلام در بارهء تنظيم امور اجتماع و آسايش هر گونه جاندار در قلمرو زمامدارىاش نيز مى گردد و كوشش معاويه را براى از بين بردن روح اسلامى و جانشين ساختن نژاد پرستى و جهان گيرى تيمورى نيز شامل مى شود ، زيرا - هر دو انسان از انديشه در بارهء هدف انتخاب شده و وسايل مناسبى كه در راه وصول به آن هدف هست بهره بردارى كردهاند .
به همين جهت است كه مى گوييم : اگر تعقل انسانى با عقل كل كه وجدان نمايندهء رسمى آن است هماهنگ نشود ، يكى از پديده عالى حيوانى گشته و در راه تنازع در بقا فعاليت خواهد كرد .
تفسير ابيات در زمانهاى گذشته ، مردم دوران بلعم باعور چنان به اين شخص شيفته و علاقه مند بودند كه گويى اين مرد عيساى زمان خويش مى باشد . ستايش مردم آن دوران به او منحصر بود ، او هر گونه دردها را دوا مى كرد .
اما چه بايد كرد ؟ او يك انسان بود كه هنوز به كلى از حيوانيت كنار نرفته و هنوز غرور و نخوت ريشه هاى خود را در اعماق قلب او گسترده بود .
با موسى عليه السلام آن پيامبر بزرگ الهى به مبارزه برخاست و آن مقام عالى خود را از دست داد .
شما گمان مبريد كه رهسپاران سيه چال تاريخ به همين « بلعم باعورها » و ابليس منحصر مى باشند ، زيرا مشهور شدن اين دو نفر و ماندن نام آن دو در خاطرهء تاريخ تنها براى عبرت گيرى است و نمونه و گواه بر آن ، افراد فراوان هستند كه زباله دان