تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٢ - پديدهء شك يكى از بزرگترين وسايل وصول به واقعيات است
را درك مى كنيم يعنى به « من » خويش آگاهى پيدا مى كنيم ؟ مانند اين كه با چشمان خود بدون وسيلهء آيينه يا چيز ديگر چشمان خود را ببينيم به اضافهء اين كه همين مغز ما است كه مى تواند بىنهايتها را تصور كند . آيا اين بىنهايتها واقعاً داراى نمود و شكل فيزيكى هستند ؟ اگر چنين باشد كه بىنهايت نخواهند شد .
مگر اين فعاليت قلبى ما نيست كه محبت جهانى را در دل احساس مى كنيم بدون اين كه اين محبت جهانى كوچكترين تغييرى در كميت و كيفيت قلب به ما بدهد .
خلاصه با نظر به فعاليتهاى شگفت انگيز مغز و قلب مى توانيم اين حقيقت را قبول كنيم كه نيروى عقلانى و قلبى ما وابسته به اصول و قوانين طبيعى خارجى نيستند كه نتوانيم از آن تجاوز نموده درون خويش را قلمرو ديگرى كه جهان خارجى مانند جزئى از آنست منظور كنيم .
آرى اين قلب بسيار بزرگ كوچك نما شايستگى آن را دارد كه نور بىنهايت خداوندى را در خود منعكس بسازد .
((٢٦٧٣)) از پى اظهار اين سبق اى ملك در تو بنهم داعيهء اشكال و شك
پديدهء شك يكى از بزرگترين وسايل وصول به واقعيات است در تاريخ تفكرات علمى و فلسفى هيچ متفكرى را سراغ نداريم كه در مواقع معينى از زندگانى علمى و فلسفى خويش شك نداشته باشد . شهرت غزالى از شرقىها و دكارت از غربىها روى همين اصل بود كه آن دو صريحاً اين حقيقت را اظهار كردند كه توانستهاند در تمام معلومات و اندوخته هاى علمى خويش شك و ترديد كنند و سپس راه بيفتند ، اين گونه تشكيك در حقيقت طغيانى عليه معلومات يك دوران است كه در مغزهاى متفكرين جاى گير مى شود . اگر درست دقت كنيم خواهيم ديد كه شك و ترديد