تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٧٩ - نصيحت مرد زن را كه در فقر فقيران به خوارى منگر و در كار حق به گمان كمال و طنه مزن در فقر فقيران و شكوه مكن
جلوهاى داشته باشد ، اگر دنيا بكسى روى آورد عيوب او را مى پوشاند و زيبايىهاى ديگران را به او مى دهد .
ابن المقفع در اين مورد كلام ادبى بسيار زيبايى دارد ، او مى گويد :
اگر آدم مالدار از سخن گفتن عاجز باشد ، مردم مى گويند : اين شخص چه اندازه متين است هرگز ياوه گويى نمى كند ، پر چانگى ندارد .
اگر آدم پر چانهاى باشد ، مى گويند : اين مرد بسيار فصيح و سخنور است .
اگر بىباك باشد مى گويند : چه قدر شجاع است و اگر ترسو باشد مى گويند : مرد عاقل و انديشمند است و بىخود با مخاطرات به طور بىباكانه روبه رو نمى گردد .
اگر اسرافگر باشد مى گويند : آدم سخى است و اگر بخيل باشد مى گويند : آدم اقتصادى و حسابگر است و مال خود را بىخود تلف نمى كند .
اما بالعكس انسانى كه دنيا از او رو گردان شده است اگر مرد متين بوده باشد و پر چانگى ننمايد مى گويند : از سخن گفتن عاجز است و اگر سخنور بوده باشد مى گويند : عجب آدم پر چانه است .
اگر شجاع باشد مى گويند : اين آدم بىمغز و بىباك است و هيچ انديشه ندارد و اگر انديشمند و سنگين باشد مى گويند : آدم ترسو است .
اگر سخاوت بورزد مى گويند : اسرافگر است و اگر حسابگر و اقتصادى باشد مى گويند : چه قدر مرد بخيلى است .
اين مطلب اگر چه با زبان ادبى گفته شده است ، ولى با يك نظر دقيق در جوامع انسانى كليت داشته و به اشكال گوناگون متداول مى باشد .
نكتهاى را كه نبايد مورد غفلت قرار داد اين است كه اين كج فهمى و كج بينى و تملق فقط به مسايل مالى منحصر نيست ، اغلب انسانها در بارهء اشخاصى كه داراى يك واحد مزيت برجسته بوده باشند ، تا بتوانند تمام مزايا را به او نسبت مى دهند ، با اين كه خود آن بىچاره اطلاعى ندارد او را به شكل يك مرد مطلق در مى آورند و مخصوصاً در سوء استفاده هاى خود به كار مى برند .