تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩١ - مسئلهء اول - منشأ درك دو مفهوم نقص و كمال
مسئلهء هفتم - آيا انسان رو به تكامل مى رود ؟ مسئلهء هشتم - تكامل كه هدف زندگانى انسانى است چيست ؟
مسئلهء اول - منشأ درك دو مفهوم نقص و كمال بايستى دو موضوع را به عنوان منشأ درك نقص و كمال در نظر بگيريم :
موضوع اول - تحول تمام حقايق و پديده ها در دو قلمرو انسان و جهان . اين تحول باعث مى شود كه ما اشياء را در دو كيفيت مخالف مشاهده كنيم ، اين دو كيفيت عبارتند از :
اول - حالت تجزيه و كاهش .
دوم - حالت تركيب و بهم پيوستن هماهنگ .
به طور طبيعى قرارگاه ما در ميان اين دو كيفيت است ، يعنى اشيايى را در حال كاهش و تلاشى مى بينيم و موجودات ديگرى را در حال تركيب و پيوستن . ما در آن نقطه كه به عنوان قرارگاه طبيعى قرار گرفتهايم و ناظر امواج گوناگون تحول اشياء مى باشيم ، همواره واحدهايى از مجموع حوادث را حقيقتهاى جداگانهاى فرض كرده در نتيجه با نظر به همان حقيقت كه در امواج تحولات گاهى در حال تركيب و گاهى رو به تجزيه و كاهش است دو مفهوم كمال و نقص را انتزاع مى كنيم . يعنى حقيقت در حال تجزيه و كاهش را نقص و حقيقت در حال تركيب و پيوستگى هماهنگ را كمال مى ناميم .
موضوع دوم - عامل درونى ذاتى ما است ، تشخيص دريافت يك حقيقت كه كمال و نقص را به وسيلهء آن انتزاع مى كنيم يك فعاليت درونى خالص است ، يعنى مغز ما است كه از اشياء مختلف و به هم پيوسته وحدتى را انتزاع كرده و آن را به نام يكى از حقايق نام گذارى مى كند . مثلًا مى گويد يك واحد درخت ، يك جويبار در حال جريان ، يك منظومهء شمسى و . . . غير ذلك .
اما اين مسئله كه آيا ما در هنگام تماس با اشياء اولًا با صورت تركيب يافتهء