تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٤٧ - آيه
((٣٨٣٢)) بس خجسته معصيت كان مرد كرد نى ز خارى برد مه اوراق ورد
((٣٨٣٣)) نى عمر را قصد آزار رسول مى كشيدش تا به درگاه قبول ؟
((٣٨٣٤)) نى به سحر ساحران فرعونشان مى كشيد و گشت دولت عونشان ؟
((٣٨٣٥)) گر نبودى سحرشان و آن جحود كى كشيديشان به فرعون عنود ؟
((٣٨٣٦)) كى بديدندى عصا و معجزات معصيت طاعت شد اى قوم عصات
((٣٨٣٧)) نااميدى را خدا گردن زده است چون گنه مانند طاعت آمده است
((٣٨٣٨)) چون مبدل مى كند او سيئات عين طاعت مى كند رغم وشات
((٣٨٣٩)) زين شود مرجوم شيطان رجيم و از حسد او بطرقد گردد دو نيم
((٣٨٤٠)) او بكوشد تا گناهى آورد ز ان گنه ما را به چاهى آورد
((٣٨٤١)) چون ببيند كان گنه شد طاعتى گردد او را نامبارك ساعتى
((٣٨٤٢)) اندر آ من در گشادم مر تو را تف زدى و تحفه دادم مر تو را
((٣٨٤٣)) چون جفاگر را چنينها مى دهم پيش پاى چپ ز جان سر مى نهم
((٣٨٤٤)) پس وفاگر را چه بخشم تو بدان گنجها و ملكهاى جاودان جاودانه پادشاهى بخشمش آن چه اندر وهم نايد بدهمش
((٣٨٤٥)) من چنان مردم كه بر خونى خويش نوش لطف من نشد در قهر نيش
آيه « يا أَيُّهَا اَلنَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِيراً . » ٣٣ : ٤٥ (١) ( اى پيامبر ، ما ترا گواه و بشارت دهنده و تهديد كننده فرستادهايم ) .
« وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ . » ٧ : ١٥٦ (٢) ( رحمت من بهمهء اشياء سبقت دارد « احاطه دارد » « پيروز است . » ) « يُضاعَفْ لَه اَلْعَذابُ يَوْمَ اَلْقِيمَةِ وَيَخْلُدْ فِيه مُهاناً إِلَّا مَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُولئِكَ يُبَدِّلُ الله سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَكانَ الله غَفُوراً رَحِيماً . » ٢٥ : ٦٩ - ٧٠ (٣)
(١) سوره الاحزاب ، آيهء ٤٥ . .
(٢) سوره الاعراف ، آيهء ١٥٦ . .
(٣) سوره الفرقان ، آيهء ٧٠ . .