تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٤٥ - تفسير ابيات
مى گردد ، ولى اگر بطور صحيح توجه كنيم خواهيم ديد : اگر ما با هشيارى كامل زندگانى كنيم و داد و ستدهايى كه در اين زندگانى انجام مى دهيم مورد محاسبه قرار بدهيم و نيز اين اصل هم براى ما كاملًا مورد پذيرش باشد كه ما در هر صحنهاى هم كه از زندگانى بوده باشيم بالاخره در بارگاه ربوبى بسر مى بريم .
نيز بدانيم كه هيچ نمودى كه بشر آن را صادر مى كند يا آن را ابراز مى نمايد نيست و نابود نمى گردد ، بلكه در پشت پردهء غيب آثار و نتايج آن محفوظ است ، اين حقيقت براى ما قابل قبول مى شود كه ما با از دست دادن هر گونه قوا و هر گونه موجوديت فعلى كه داريم در حقيقت آن را مبدل به يك نمود و موجوديت گران بهاتر مى نماييم ، شما مى توانيد براى قبول كردن اين مطلب يك مراجعهء مختصر بشعور باطنى و به اصطلاح شخصيت عميق خود بنمائيد ، تا ببينيد كه چگونه آن حوادث و رويدادها كه در دوران مختلف عمر با شما سر و كار داشتهاند در آن قلمرو بوجود خود ادامه مى دهند ، بطورى كه اگر اندوخته هاى شما موافق اصول عالى انسانى بود لذت شگفت انگيزى در خود احساس مى كنيد و اگر مخالف آن اصول بود شرمنده و خجل مى شويد .
ابن سينا در اشارات مى گويد :
« اكنون كه در كالبد بدن مستقر گشتهاى و علايق و شواغل مادى بدن ترا بخود جلب نموده است و رسيدن بكمالى را كه براى تو ممكن است احساس نكرده و اشتياق به آن را در خود نمى بينى يا از اينكه در درون تو ضد كمال بوجود آمده است دردى احساس نمى كنى ، بايد بدانى كه اين حالت از خود تست نه از خدا . . . و بدان كه اين علايق و شواغل مادى نوعى از انعكاساتى هستند كه در هنگام مجاورت نفس انسانى با بدن به نفس ضميمه مى شود و در او منعكس مى گردد . اگر بهمين حال باقى بماند در موقع جدايى از بدن ، نفس همان انعكاسات را با خود خواهد داشت .
پس از مفارقت روح از بدن اين انعكاسات خواه از پديده هاى لذت بار بوده باشد يا دردناك ، اثر خود را بر تو آشكار خواهد ساخت .
اما اين كه فعلًا اين آلام و لذايذ را احساس نمى كنى براى اينست كه روح تو