تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٦ - بايستى عبادات مقررى از محبت واقعى كشف كند
((٢٦٢٥)) گر محبت فكرت و معنيستى صورت صوم و نمازت نيستى
بايستى عبادات مقررى از محبت واقعى كشف كند هيچ جاى ترديد نيست كه مقصود از عباداتى كه خداوند بر بندگانش مقرر فرموده است ، شكل ظاهرى آنها نيست . يعنى خداوند نمى خواهد بندگانش بدون علت و هدف مقدارى حركات و سكنات و اذكارى را به جا آورند . اين بيهوده ترين دستورى است كه ممكن است قابل تصور بوده باشد ، بلكه مطابق حكم بديهى عقل سليم و وجدان و آيات قرآنى و رواياتى كه در اين باره وارد شده است : روح عمل عبارت است از نيت و هدفى كه از آن عبادت منظور شده است .
عبادت خشك و جامد تاريكترين پردهاى است كه به روى عبادت واقعى كشيده مى شود . اين عبادات صورى كه هيچ حقيقتى در خود نشان نمى دهد بزرگترين سد راه سلوك الى الله است .
جبران خليل جبران مطلبى در بارهء نماز گفته است كه تقريباً مطابق منابع اسلامى بوده و روح عبادت را بيان مى كند ، او مى گويد :
« سپس زنى پارسا به پيامبر گفت : سخنى در بارهء نماز فرماى .
پيامبر چنين جواب داد : تو هميشه در هنگام احساس احتياج و فشار زندگانى رو به نماز مى گذارى . اما خوشا به وضع روانى تو اگر نماز را در موقع فرح و شادى بخوانى . نماز را آن موقع بگزارى كه خيرات به سوى تو رو آوردهاند .
آيا نماز غير از گسترش ذات انسانى در ابديت چيز ديگرى است ؟ آيا نماز چيزى غير از گسترش ذات انسانى در اثير ( روحى كلى جهان ) است ؟ اگر با ريختن كاسهء ظلمت در فضا تسليت بخود مى دهى ، تو بدون ترديد با ريختن روشنايى بامداد قلبت در فضا مى توانى خرسند باشى .