تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٣ - آيه
تزكيهء نفس تن در ندهيم مى دانيد آن گروه از اشخاص الهى كه از موجوديت حيوانى رهايى يافتند چگونه چرخ با اين عظمت با خورشيد فروزانش به آنان سجده كرد ؟ آن اصحاب كهف را بياد آوريد كه چگونه آفتاب براى پنهان داشتند آنها در موقع طلوع و غروب وضع هميشگى خود را تغيير مى داد ؟ آيا اين تغيير دادن نمى تواند اثبات كند كه انسانهايى كه در اين دنيا نفس اماره را به زير پاى نهند مى توانند پا روى تمام قوانين طبيعت بگذارند ؟ آن جزئى كه ميل به سوى كل خويش پيدا كرده است هر خارى براى او لطف گل پيدا مى كند .
مى دانيد تعظيم خدا چگونه امكان پذير مى شود ؟ تعظيم خدا يك راه دارد و آن اين است كه بايستى از ما و منى رو گردان شده به تمام معنى تسليم مشيت و ارادهء او گشت .
هيچ مى دانيد معناى واقعى توحيد چيست ؟ توحيد يك معنى دارد و آن عبارت است از آموختن دانش و سپس در مقابل آن واحد حقيقى فانى گشتن .
آيا مى خواهى كه مانند روز روشن فروزان شوى ؟ بيا آن موجوديت طبيعى خود را كه در اسارت شهوات و هوى و هوس است مانند شب تاريك از ميان ببر تا روزت درخشندگى پيدا كند .
بيا مس وجود را در كيمياى آن ذات پاك ربوبى به طلا مبدل بسازد . اين مقام در انتظار تو است ، ولى يك شرط دارد و آن اين است كه هستى خود را در مقابل آن هست مطلق كه هستىها را مى نوازد ناچيز شمرده و به بارگاه كبرياى او آن را عرضه كنى .