تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٥ - رفتن گرگ و روباه در خدمت شير به شكار
آيه
روايت
((٣٠٣٥)) نقش با نقاش چه اسگالد دگر چون سگالش اوش بخشيد و نظر
((٣٠٣٦)) اين چنين ظنّ خسيسانه به من مر شما را بود ننگان زمن
((٣٠٣٧)) ظانين باللَّه ظن السوء را گر نبرّم سر بود عين خطا
((٣٠٣٨)) وارهانم چرخ را از ننگان تا بماند در جهان اين داستان
((٣٠٣٩)) شير با اين فكر مى زد خنده فاش بر تبسمهاى شير ايمن مباش
((٣٠٤٠)) مال دنيا شد تبسمهاى حق كرده ما را مست و هم مغرور خلق
((٣٠٤١)) فقر رنجورى بهستت اى سند كآن تبسم دام خود را بر كند
آيه « فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ الله لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ اَلْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاِسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشاوِرْهُمْ فِي اَلأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى الله إِنَّ الله يُحِبُّ اَلْمُتَوَكِّلِينَ » (١) ٣ : ١٥٩ ( با رحمت خداوندى قلب تو به آنان نرم شد ، اگر تو تند خو و عبوس و سنگ دل بودى از پيرامون تو پراكنده مى گشتند ، از تقصير و كوتاهى آنان در گذر به آنان طلب بخشايش كن . با آنان در كارها مشورت نما . هنگامى كه پس از مشورت تصميم گرفتى به خداوند توكل كن ، خداوند توكل كنندگان را دوست دارد ) .
« وَيُعَذِّبَ اَلْمُنافِقِينَ وَاَلْمُنافِقاتِ وَاَلْمُشْرِكِينَ وَاَلْمُشْرِكاتِ اَلظَّانِّينَ بِالله ظَنَّ اَلسَّوْءِ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ اَلسَّوْءِ وَغَضِبَ الله عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَساءَتْ مَصِيراً » (٢) ٤٨ : ٦ ( خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرك را عذاب خواهد كرد ، آنان كسانى هستند كه در بارهء خداوند گمان بد دارند و خداوند بر آنان غضب كرده و لعنت نموده و براى آنان دوزخ را آماده ساخته است و سر نوشت بدى در انتظار آنها است . ) روايت چند روايت با مضامين مشابه وارد شده است كه اجتماع و هماهنگى با اجتماع را تأكيد مى كند : مانند « يد الله مع الجماعة » ( دست خدا با اجتماع
(١) سوره آل عمران ، آيهء ١٥٣ . .
(٢) سوره الفتح ، آيهء ٦ . .