تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣ - ٥ - عرفان مثبت دريافت حقيقت است با گرايش به آن
مثنوى يا گلشن راز شبسترى به بغل گرفته در گوشهاى كه براى لذت روانى خود انتخاب نمودهاند پله هاى مصنوعى و لرزان ايجاد كرده مشغول گام برداشتن به اوج وصال بارگاه ربوبى شوند ٥ - عرفان مثبت دريافت حقيقت است با گرايش به آن .
اگر تمام دانشهاى دنيا را در مغز خود جاى بدهيم .
اگر تمام حقائق و واقعيات را در درون خود دريابيم .
اگر تمام زندگانى را شب و روز خدا خدا بگوييم ، مادامى كه گرايش واقعى پيدا نكنيم با قطع نظر از آثار طبيعى خود دانش و درك حقائق و تلفظ به كلمه خدا خدا شخصيت ما از كمال مطلوب و ايده آلى كه در انتظار ماست بهره ور نخواهد گشت .
اگر روزى گرايش واقعى به حق و حقيقت به ما دست بدهد امكان ندارد كه آن روز براى منافع خود دروغى بگوييم ، دست بفحشاء بزنيم . اگر روزى گرايش واقعى به حق و حقيقت به ما دست بدهد محال است كه ديگران را وسيله و خود را هدف بپنداريم . و براى يك دستمال ناچيز خود به قيصريه ها آتش بزنيم . و براى حفظ موقعيت خويش جانهاى انسانى را بازيچهء كامورى خود قرار بدهيم ، زيرا گرايش واقعى به حق و حقيقت به ما نشان خواهد داد كه :
اين همه عربده و مستى و ناسازى چيست نه همه همره و هم قافله و هم زادند
اگر روزى گرايش واقعى به حق و حقيقت به ما دست بدهد كلمات حق ابو ذر غفارى را در مقابل نيرومندان دورانش كه كلمهء حقى در مقابل پيش روان منحرف بود با عظمتترين ذكر خداوندى خواهيم يافت . و خواهيم ديد كه درخشانترين ذكر خداوندى همان بود كه ، نيايشگر حقيقى و پيشواى بزرگ اسلام حسين بن على عليه السلام به زبان آورد و جان خود را در راه همان ذكر از دست داد تا به بارگاه جانان قدم بگذارد ، او چنين گفت : انسانى كه مشغول شهوت رانى و كامكارى است ، فردى كه همهء افراد جامعه را بردهء خود مى داند ، كسى كه در لجن زار خود پرستى غوطه مى خورد و گوشش ناله ستمديده گان را نمى شنود او لايق پيشوايى نيست .