تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٧٩ - قصاص پيش از جنايت جايز نيست
با در نظر داشتن آن بيت كه مى گويد : امير المؤمنين به ابن ملجم فرمود :
غم مخور جانا شفيع تو منم مالك روحم نه مملوك تنم
باز چنان كه گفتيم هيچ تاريخى از امير المؤمنين عليه السلام چنين گفتارى را نقل نكرده است و بر فرض اين كه اين گفتار تجسيمى از آگاهى على عليه السلام به سر نوشت و موثريت مطلقهء خداوند در دستگاه هستى بوده است ، با اين حال اين تأويل باعث سر نگون كردن اصول و قوانين زيادى خواهد بود كه خود جلال الدين در همين مثنوى و ساير آثار علمى و عرفانىاش در تأييد و تأكيد آنها داد سخن مى دهد .
((٣٨٥٠)) او همى افتد به پيشم كاى كريم مر مرا كن از براى حق دو نيم
قصاص پيش از جنايت جايز نيست در بعضى از روايات و تواريخ چنين آمده است كه هنگامى كه ابن ملجم از رويداد خونينى كه با دست او در آينده انجام مى گرفت مطلع شد ، نزد امير المؤمنين عليه السلام آمده گفت : يا على اگر من به چنين جنايتى دست خواهم زد هم اكنون حاضرم كه مرا بكشى تا به چنين جنايتى دست نيالايم . على عليه السلام پاسخ مى دهد كه من نمى توانم قصاص پيش از جنايت كنم . « گروه ديگر مى گويند على عليه السلام فرمود : سر نوشت قطعى را نمى توان تغيير داد ، اگر در سر نوشت من چنين است كه تو قاتل منى من چگونه قاتل خود را بكشم ؟ جلال الدين به همين معنا اشاره كرده مى گويد :
((٣٨٥٢)) من همى گويم برو جف القلم ز ان قلم بس سر نگون گردد علم
اما پاسخ اول بسيار منطقى و عالى است كه مادامى كه جرم و جنايتى صورت نگرفته است موضوعى براى قصاص وجود ندارد و اين عظمت روحى منحصر به على عليه السلام و كسانى است كه در بارهء قانون و انسان آن ارزش را قائل هستند كه نمى توانند