تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٤ - تفسير ابيات
كشش نشان بدهد وانگهى كيفيت مى خواهد آن كشش را از مقابل خود بر كنار نمايد ، لذا هر دو پديده از نظر ماهيت خود مختل مى شوند .
يك علت ديگر هم جلال الدين متذكر شده است كه مى گويد : اگر جهان هستى تنگتر از خيالات نبود ، مى بايست پديده هاى طبيعت بدون مزاحمت با يكديگر در جريان بوده باشند ، در صورتى كه مى بينيم ماه با آن كه يك كرهء بزرگ و كامل است به جهت حايل شدن كرهء ديگر ميان ما و ماه به صورت هلال مى نمايد و آن كروى بودن خود را در نظر ما از دست مى دهد ، در صورتى كه خيال قطع نظر از جريان طبيعى خارجى مى تواند حقيقت ماه را به همان شكل اصلى خود داشته باشد .
اين مطلب را كه جلال الدين بيان مى كند از يك جهت جالب است ، ولى از جهت ديگر مورد تأمل مى باشد - زيرا آن چه را كه ذهن در جهان شناسى انجام مى دهد در حقيقت همه واقعيت نيست - زيرا مقتضاى جريان قانونى كرات فضايى بايستى ماه در قيافهء چهارده شبه هم ديده شود و در شكل هلال هم نمودار گردد ، ذهن انسانى در تماسى كه با جهان مى گيرد ، نمودهاى مشخصى را عكس بردارى مى كند . بعضى از اين نمودها مطابق شرايطى كامل ، بعضى ديگر ناقص جلوه مى كنند ، در صورتى كه اين كمال و نقص مربوط به نقطهاى از هستى و شرايط است كه ما در مقابل اجزاى جهان قرار گرفتهايم .
تفسير ابيات جريان اين حقايق بالاتر از آسياب وجود شما است ، اين مقدار از حقايق كه براى شما عرضه مى شود در حدود گنجايش آسياب وجودى شما مى باشد .
گروه ديگرى جهان هستى را به آسياب تشبيه كردهاند ، از آن جمله ناصر خسرو قباديانى است كه مى گويد :
آسيايى راست است اين كآبش از بيرون اوست من شنيدستم به تحقيق اين سخن از راستى