تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٢٠ - آيه
((٣٩٦٩)) در نبى فرمود كاى قوم يهود صادقان را مرگ باشد برگ و سود
((٣٩٧٠)) همچنان كه آرزوى سود هست آرزوى مرگ بردن ز ان به است
((٣٩٧١)) اى جهودان بهر ناموس كسان بگذرانيد اين تمنا بر زبان
((٣٩٧٢)) يك جهودى آن قدر زهره نداشت چون محمد اين علم را بر فراشت
((٣٩٧٣)) گفت اگر رانيد اين را بر زبان يك يهودى خود نماند در جهان
((٣٩٧٤)) پس يهودان مال بردند و خراج كه مكن ما را تو رسوا اى سراج جزيه پذرفتند و مى بودند شاد همچنان و اللَّه اعلم بالرشاد
((٣٩٧٥)) اين سخن را نيست پايانى پديد دست با من ده چو چشمت دوست ديد اندر آ در گلستان از مزبله چون كه در ظلمت بديدى مشغله بىتوقف زودتر در نه قدم زين چه بىبن سوى باغ ارم هم نبردش گفت از بهر خدا شرح كن اين را كه بپذيرم هلا
آيه « ما زاغَ اَلْبَصَرُ وَما طَغى . » ٥٣ : ١٧ (١) ( ديده گان او در آن چه كه از عظمت الهى ديد نلغزيد و منحرف نشد ) .
« قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْه خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَخَلَقْتَه مِنْ طِينٍ . » ٣٨ : ٧٦ (٢) ( گفت ( شيطان ) من از او ( آدم ) بهترم ، مرا از آتش و او را از گل آفريدى ) .
« قُلْ يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّه مِنْ دُونِ اَلنَّاسِ فَتَمَنَّوُا اَلْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ . وَلا يَتَمَنَّوْنَه أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَالله عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ . » ٦٢ : ٦ - ٧ (٣) ( بگو اى قوم يهود ، اگر شما گمان مى كنيد كه تنها اولياء خداوندى شما هستيد ، مرگ را آرزو كنيد اگر راست مى گوييد ، آنان به جهت اندوخته هاى خود هرگز آرزو نخواهند كرد ، خدا بر ستمكاران دانا است . )
(١) سوره النجم ، آيهء ١٧ . .
(٢) سوره ص ، آيهء ٧١ . .
(٣) سوره الجمعة ، آيهء ٧ و ٨ . .