تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٩٦ - افتخار بر دانش و بىنيازى در نزد مرد الهى پوچ است
كرده و شكمهاى خالى و درونهاى گرسنهء خود را از اعضاى بدن من پر مى كنند ، چارهاى از فرا رسيدن روزى كه قلم سر نوشت معين كرده است وجود ندارد ، رضاى ما خاندان پيغمبر رضاى خدا است ، ما به بلاى خداوندى تحمل مى كنيم و او پاداش بردباران را بما عطا خواهد فرمود هر كس كه در راه ما خون دل خود را خواهد بخشيد و نفس خود را آمادهء ملاقات خداوندى ساخته است با ما حركت كند ، من صبحگاه كوچ خواهم كرد ) .
اين خطبه را حسين بن على عليه السلام در موقع بيرون آمدن از مكه ايراد كرده است . و جملهء » خط بالقلم « در اين خطبه وجود دارد و چنان كه گفتيم : مسئلهء سر نوشت مطابق مقتضيات سنن و قوانين هستى واقعيت دارد ، ولى از آن جهت كه مطابق آيات فراوان و مقتضاى عقل ، خداوند اسير قوانينى نيست كه آنها را ايجاد كرده است ، لذا هيچ يك از رويدادها كه به عنوان سر نوشت پيش بينى مى شود ، نمى تواند به طور قطع صد در صد حتمى الوقوع بوده باشد .
وانگهى مسئلهء سر نوشت كه قلم از آن فارغ شده است ، بالاتر از علم خداوندى نخواهد بود و همهء متفكرين الهى قبول كردهاند كه خداوند به همهء حوادث جزئى و كلى دانا است و با اين حال اين علم هيچ كس را در كارهاى خود مجبور نمى سازد . « مراجعه شود به : « جلد اول مباحث جبر و اختيار . »
((٣٩٠٠)) يا غياث المستغيثين اهدنا لا افتخار بالعلوم و الغناء
افتخار بر دانش و بىنيازى در نزد مرد الهى پوچ است اگر در اعماق حوادث و حقايق بيشتر نفوذ كنيم و مسائل را از سطوح معمولى ننگريم ، با يك عده اصول آشنا مى شويم كه آن اصول نمى گذارد انسان به آن چه كه دارد ببالد و افتخار كند .